ژاله وفا : توزیع "شرانه" و سقوط آزاد اقتصاد ایران

توزیع نقدی یارانه ها به مرحله عمل رسیده است و کشور را با شرایط حساسی روبرو کرده است. نگارنده قبلا در طی ۳ مقاله تفصیلی در مورد محاسن و معایب حذف یارانه ها و دلایل و چرایی عدم بهره برداری صحیح از محاسن عدم پرداخت یارانه ها توسط نظام ولایت فقیه خصوصا دولت احمدی نژاد بعلت بی کفایتی و نداشتن برنامه، نوشته ام. همچنین  در مورد دلایل شکست طرح  "تعدیل ساختاری" در دوره رفسنجانی و طرح " سامان دهی اقتصادی" در دوران خاتمی و نیز شکست محتوم " طرح تحول اقتصادی" در دوره احمدی نژاد و مقاصد سیاسی دولت احمدی نژاد در انتخاب گزینه "توزیع نقدی یارانه ها" آنهم بعنوان " سهم کوچکی از درآمد یارا نه ها" نوشتم و توضیح دادم که با توزیع نقدی یارانه ها در واقع دولت نقش توزیع کننده اعانه و کمیته امداد را به خود می دهد به قصد مزدور و اعانه بگیر دولت کردن بخشی از جامعه.

11- 12

 لذا از ذکر دو باره این دلایل گذشته، به وضعیت معیشت کنونی مردم و مختصات شرایطی که در آینده نزدیک با آن مواجه خواهند شد می پردازم.

دولت احمدی نژاد اجرای آزادی سازی قیمتها را از جهات مختلف در بدترین شرایط ممکن انجام می دهد. بی کفایتی کل مجموعه نظام ولایت فقیه در اجرای صحیح هر امر و مقوله اقتصادی و نیازش به بحران سازیهای سیاسی و اقتصادی متعدد برای کشورکه منجر به فشار تحریمهای اقتصادی جهانی علیه کشور شده است و نیز این واقعیت که در ۳۰ سال عمر نظام ولایت فقیه، دولتهای آن، منابع نفت و گاز کشور را به ثمن بخس فروخته اند و برنامه ای جز استخراج هر چه بیشتر، آنهم استخراج غیر صیانتی که اکنون منجر به افت تولید چاههای نفت شده است  و فروش و حراج این منابع نداشته و حتی در زمینه مصرف این منابع در داخل کشور نیز برنامه منسجم و منظم و درخوری ارائه نداده اند و با در آمدهای میلیاردی حاصل از صادرات نفت نیز نه در صنعت نفت و گاز کشور و نه در بخشهای دیگر صنعت و کشاورزی ایران سرمایه گذاریهای بنیادی و شایسته ای انجام داده اند. و وقتی حسینی " وزیر" امور  دارائی و اقتصاد نظام  تصریح می کند: "انجام  جراحی آزاد سازی قیمتها  در شرایط کنونی نه یک انتخاب بلکه یک اضطرار است و از آن گریزی نیست، چرا که اگر وضع به همین منوال پیش برود کشور به وارد کننده انرژی بدل شده و بایستی به موازات صادرات نفت، گاز طبیعی هم وارد کند." همه  و همه نشانگر این امر است که در واقع آزاد سازی یکباره قیمتها و نسنجیدن عواقب آن برای صنعت بیمار کشور و فشار آن بر دوش مردم خصوصا طبقات آسیب پذیر و کم درآمد، که بخش عمده جامعه ایران را تشکیل میدهد، نتیجه محتوم بی سیاستی و بی برنامگی نظام ولایت فقیه در مجموع است.

نظام ولایت فقیه و دولت احمدی نژاد سعی وافر دارد که  با تبلیغات و  اغراقهایی که در اظهار نظرات مسئولان دولت مستتر است، اذهان مردم را از نابسامانی و تورم شدیدی که در آینده نزدیک با آزاد سازی قیمتها دامنگیر آنها می شود، منحرف و متوجه پول ناچیزی کند که به اسم یارانه نقدی به حساب هر فرد واریز میشود. پولی معادل ۴۰ هزار و ۵۰۰ تومان در ماه.

با هم به قوانین این نظام و آمار آن  نظر افکنیم تا متوجه شویم متضرر اصلی در این بین کیست؟

بر اساس " قانون " هدفمند کردن یارانه‌ها، قرار است ۵۰ درصد درآمد حاصل از آزاد سازی قیمت حامل‌های انرژی به صورت یارانه نقدی و غیر نقدی به مردم پرداخت شده و ۳۰ درصد به تولیدکنندگان و ۲۰ درصد دیگر نیز در اختیار دولت قرار گیرد. همچنین بر اساس مجوز مجلس، درآمد دولت از محل اصلاح قیمت حامل‌های انرژی در سالجاری ۲۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود که نیمی از آن سهم مردم خواهد بود. در واقع در ۵ سال آینده یارانه بنزین، گازوئیل، گاز، نفت، برق، آب، گندم، شکر، برنج و شیر حذف  خواهد شد و این کالاها با قیمت بازارهای منطقه خلیج فارس در اختیار مردم قرار می گیرند. پیش‌بینی می‌شود که درآمد دولت در سال جاری از محل افزایش قیمت کالاهایی چون بنزین، گازوئیل، برق و گاز، ۲۰ هزار میلیارد تومان (۲۰ میلیارد دلار) باشد. پس ملاحظه می شود در آمدی که بین مردم تحت عنوان یارانه به حاملهای سوخت و کالاهای اساسی و واسطه ای توزیع می شده است- که آنهم بر اساس اتخاذ سیاستهای موازنه مثبت نظام  به این حجم رسیده بود در واقع از در آمد نفت حاصل می شده است و متعلق به خود مردم و نسل های آینده بوده و هست و در اصل این  دولت است که  نیمی از پول مردم را به جیب می زند و توزیع نیمی دیگر را با وقاحت تمام بعنوان صدقه دولت به مردم جلوه می دهد! در واقع  آن اضطراری که "وزیر " اقتصاد احمدی نژاد بدان اشاره میکند، این است که دولت دهم بایستی تدابیری اتخاذ می‌کرد که در آمدش از هزینه‌هایش بیشتر شود. و این در آمد را با آزاد سازی قیمتها و رهایی از پرداخت یارانه ها قصد دارد کسب کند.

 اما در واقع چه چیز نصیب مردم میشود و یا در اصل چه چیز از کیسه مردم می رود؟

با هم به این چند پارامتر اقتصادی در شرایط امروز توجه کنیم:

*کاهش شدید نرخ رشد اقتصادی: بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول در سپتامبر ۲۰۱۰، رشد اقتصادی ایران در ۲۰۰۸ میلادی ۱ درصد و در سال ۲۰۰۹ به میزان ۱.۱ در صد  و در سال جاری یعنی ۲۰۱۰، تنها ۱.۶ در صد پیش بینی شده است ! از بعد از جنگ ایران و عراق تا به امروز، آنهم با در آمدهای میلیاردی نفتی که دولت احمدی نژاد در اختیار داشته است، هیچ گاه سابقه نداشته  است که نرخ رشد اقتصادی ایران در طول سه سال پی در پی، در چنین سطح نازلی باشد. نازل بودن این نرخ زمانی محرز می شود که بدانیم میانگین رشد در جهان ۴.۸ در صد و در خاورمیانه ۴.۱ در صد پیش بینی شده است. و برخی کشور های در حال توسعه آسیایی در آینده نزدیک به میانگین نرخ رشد بالای نزدیک به  نه در صد خواهند رسید.

* پیشی گرفتن هزینه های خانوارهای ایرانی بر درآمدها: به اذعان مسئولان نظام حتی قبل از آزاد سازی قیمتها میزان هزینه خانوارها بر در آمدشان پیشی گرفته است. طبق اظهار ات عادل آذر رئیس مرکز آمار ایران در مصاحبه ای در هفته آخر مهر ماه ۸۹( به نقل از سایت فرارو ۴ آبان ۸۹ )  :" بودجه خانوارهای ایرانی طی سال ۸۸ و ۸۷  با کسری سالانه معادل ۵۵۸ هزار تومان مواجه بوده است."

 البته خوانندگان گرامی همه میدانند که شکاف واقعی به خاطر نابرابری توزیع درآمدها و ثروت به مراتب از این مبلغ بیشتر است. در واقع آمارها و گزارشات سالانه بانک مرکزی حکایت از آن دارد که تراز بودجه خانوارهای ایرانی از سال ۱۳۶۱ تا کنون منفی بوده است. یعنی نظام استبدادی ولایت فقیه با کودتا علیه  اولین رئیس جمهور منتخب ملت ایران، آقای بنی صدر که در دوران وی برای اولین بار در آمدهای مردم بر هزینه هایشان فزونی یافت، جلوی برنامه رشد اقتصادی که وی ارائه داده بود و در صدد اجرای کامل آن بود را گرفت و از آن تاریخ به بعد وضع اقتصادی مردم در نظام استبداد روز بروز بدتر و وخیم تر شد. در واقع وقتی تراز بودجه خانوارهای ایرانی طی سالهای متمادی منفی تر می شود، باید از این مجمل حدیث مفصل خواند که  در آینده نزدیک بعد از آزاد سازی قیمتها وضعیت هزینه های مردم تا چه حد بر در آمدهایشان فزونی خواهد یافت.

* افزایش قیمتها حتی قبل از آزاد سازی رسمی قیمتها: در حال حاضر به دلیل جو روانی منفی در بازار شاهد افزایش قیمت برخی کالاهای اساسی هستیم. بر اساس گزارش‌هایی که در رسانه‌های ایران انتشار یافته است، هم اکنون هر کیلو گرم انواع برنج از ۱۶۵۰ تا ۲۵۰۰ تومان، رب گوجه فرنگی ۱۷۰۰ تومان، ران گوساله بیش از ۱۱ هزار تومان، ران گوسفند بیش از ۱۶ هزار تومان و تخم مرغ شانه‌ای بیش از ۳۲۰۰ تومان به فروش می‌رسند..

به گزارش ایلنا، مجتبی بیگدلی، رئیس کمیسیون صدور خدمات فنی و مهندسی ایران، می گوید: قیمت مصالح ساختمانی ۴۰ درصد افزایش یافته است و احتمال شوک قیمتی بازار مسکن در زمان تغییر برنامه‌های اقتصادی وجود دارد. این در حالی است که  برخی مسئولان دولتی و از جمله مرتضی تمدن، استاندار تهران، به افزایش قیمت‌ها حتی پیش از اجرای این طرح اذعان کرده‌اند و جهانبخش امینی، "نماینده" کرمانشاه در مجلس نیز از افزایش حدودا ۳۰ درصدی به ویژه در مواد غذایی خبر داده است. وی معتقد است: این گرانی‌ها در حالی رخ داده که نه قیمت مواد اولیه افزایش یافته، نه شاهد تغییر در قیمت دستمزدها هستیم و نه هنوز قانون هدفمند کردن یارانه‌ها اجرا شده است.

* سانسور مردم در مورد زمان آزاد سازی قیمتها: در حالی که در هر کشوری مرسوم است، هنگام تغییرات اساسی در برنامه های اقتصادی که به زندگی مردم ربط مستقیم دارد، مردم را از قبل در جریان چند و چون اجرای برنامه و یا طرح قرار دهند تا بتوانند خود را برای انطباق با شرایط جدید از قبل آماده ساخته و برنامه ریزی کنند، تنها در نظام ولایت فقیه مرسوم است که با پنهانکاری ها و سانسورهای نگران کننده، مردم را در بی اطلاعی مطلق قرار دهند. این پنهان کاری تا به حدی است که حتی مجلس نظام نیز از دانستن جزئیات برنامه دولت و اینکه قیمتها به چه میزان افزایش می یابند و زمان دقیق آزادسازی قیمتها کی خواهد بود اظهار بی اطلاعی می کند! ! سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس نظام، می‌گوید تاکنون دولت هیچ گزارشی از نحوه اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها و تغییر قیمت حامل‌های انرژی به مجلس ارائه نداده است و نمایندگان تنها از طریق رسانه‌ها در جریان سناریوهای مختلف اجرای این قانون قرار می‌گیرند !به گزارش خبرنگار ایلنا، "وزیر" امور اقتصادی و دارایی همچنین در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه مبلغ واریز شده یارانه‌ها برای مدت زمان چند ماه است، تصریح کرد:" از خبرنگاران می‌خواهم که با توجه به حس کنجکاوی خود از ما انتظار نداشته باشند همه جزئیات این قانون را قبل از اجرا اطلاع ‌رسانی کنیم، زیرا به صلاح کشور نیست!!"

بدینسان با سانسور اطلاعات، این خانواده‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات ولو دولتی، هستند که  در رفتار خود دچار گیجی و اختلال می‌شوند. و مسئولان این نظام اعلام میزان و زمان افزایش قیمتها را به صلاح نمی دانند! در واقع با این جمله ترس خود را  از شورش مردم پنهان می سازند و قصد خود را در مهار حرکات اعتراضی مردم آشکار می سازند.

ترس شدید نظام ولایت فقیه از حرکات اعتراضی مردم را از اعلام ورود بسیج به موضوع هدفمندی یارانه ها و تهدیدات مکرر مردم توسط نهادهای نظامی  نیز میتوان فهمید. یدالله جوانی رئیس اداره سیاسی سپاه نیز طی مقاله ای در هفته نامه صبح صادق  ارگان رسمی سپاه پاسداران، هدفمندی یارانه را " طرح و برنامه نظام اسلامی" خوانده و منتقدان این طرح را " خائنین به مردم " معرفی کرده است ! همچنین اظهارات فرمانده بسیج، سایت های وابسته به سپاه پاسداران و خبرگزاری های دولتی، از برگزاری مانور مشترک نیروهای زمینی سپاه و ارتش تحت عنوان مدافعان حریم ولایت از نیمه دوم آبان ماه خبر دادند. حسین ساجدی نیا، فرمانده نیروی انتظامی تهران نیز از برگزاری "طرح امنیت محله محور" در بیش از ۲ هزار نقطه  کلانشهر تهران خبر داد.

در حال حاضر نیز از تهران خصوصا خبر می رسد که در میادین اصلی و خیابانها، ماموران بسیج به حال آماده باش قرار دارند.

* مشخص نبودن طول مدت توزیع نقدی یارانه ها : اکنون با توجه به  تورم انتظاری حاصل از آزاد سازی قیمتها و رشد بسیار کم اقتصادی  و تحریم‌‌های جاری و...باید مسلم  دانست که دولت در آینده دچار شکاف در هزینه ها و در آمدهای خود یعنی کسر بودجه بیشتری تا کنون خواهد شد. و اگر این کسری از حد معینی بالاتر رود، دولت نه تنها قادر نخواهد بود به توزیع همین ۴۰ هزار تومان یارانه‌ها در ماه  نیز بپردازد، بلکه خود نیز بعلت عادت به افزایش هزینه های سنواتیش با هزینه های سرسام آورتری مواجه شود.

بنابراین به هیچ وجه معلوم نیست توزیع یارانه ماهیانه ۴۰ هزار تومان را که آنقدر دولت بر روی آن مانور میدهد و تبلیغ می کند حتی سال دیگر نیز ادامه یابد!

با توجه به موارد فوق اکنون به ادعا ها و در واقع دستورات ! احمدی نژاد به مردم و تناقضهای گفته های وی با سایر مسئولان در این نظام توجه کنیم: 

ادعا های احمدی نژاد و تناقض‌گویی در مورد پیامدهای آزاد سازی قیمتها:

محمود احمدی‌نژاد سیزدهم مرداد ماه  ۸۹ضمن انتقاد از کسانی که به زعم او تلاش دارند مردم را از عواقب اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها بترسانند گفت با اجرا کردن این قانون زندگی مردم از همان روز اول بهبود خواهد یافت. و ادعا می‌کند با اجرای این قانون در سراسر ایران زمین حتی یک فقیر هم پیدا نخواهد شد!!

در حالی که احمد جنتی در مراسم نماز جمعه ۲۶ شهریور گفت:" با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها دورانی شبیه به ریاضت را پیش رو داریم.

جالب است که احمدی نژاد در برنامه یک سیما شنبه ۸ آبان ماه ۸۹  به مردم  چند توصیه هوشمندانه ! از قرار زیر نیز می کند:

●-مردم ماهی ۲۰ هزار تومن برای بچه‌ها پس‌انداز کنند، بعد ۱۵ سال ۵۰ میلیون، ۷۰ میلیون،صد میلیون تومن در حسابشان است !

●- تا شش ماه مردم علاوه بر مصارفی که تا الان داشتند مصارف جدید تعریف نکنند و به فکر مخارج جدید نیافتند. مثلا نگویند پول که آمده برویم پرده یا یخچال خانه را عوض کنیم!

●- در بورس حساب باز کنند.

●-مردم بخشی از سهم بچه ها را ذخیره کنند!

با این اظهارات احمدی نژاد بار دیگر نشان داد که اقتصاد دان بسیار واردی است !!.

وی توقع دارد در حالی که  من باب نمونه  در ایران قیمت یخچال فریزر بوش ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان  و یخچال تک مارک بکو بین ۶۰۰ تا ۷۵۰ هزار تومان می باشد، مردم با واریز شدن ۴۰ هزار تومان به حسابشان هوس تعویض یخچالی کنند که برایش بین ۵ سال تا حد اقل ۱ سال و نیم بایستی مبلغ یارانه را ذخیره کنند تا از عهده صرفا خرید یک یخچال برآیند ! 

حال خوب بررسی کنید نبوغ اقتصادی آقای احمدی نژاد را وقتی توصیه می کند: "مردم ماهی ۲۰ هزار تومن برای بچه‌ها پس‌انداز کنند، بعد ۱۵ سال ۵۰ میلیون، ۷۰ میلیون، صد میلیون تو حسابشان است." در صورتی وی این قبیل حاتم بخشی ها را از کیسه خود مردم می کند که بر فرض امکان پس انداز برای مردم،  در آمد ماهی ۲۰ هزار تومان، معادل سالانه  ۲۴۰ هزار تومان 

است و در ۱۵ سال حاصلش ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان خواهد گردید و نه ۵۰ و ۱۰۰ میلیون تومان ادعایی احمدی نژاد. مگر اینکه  منظور احمدی نژاد  ۱۵۰ سال بوده نه ۱۵ سال که تازه بعد از ذخیره ۱۵۰ سالانه ماهانه ۲۰۰۰۰ تومان سهم بچه ها، در مجموع  ۳۶ میلیون تومان خواهد گردید! و هنوز بعد از ۱۵۰ سال کفاف خرید یک آپارتمان کوچک در شرایط امروزی را هم نخواهد داد!! وای به حال قیمتها در ۱۵۰ سال آینده! در ثانی دولتی که هنوز معلوم نیست سال آینده خود و نظامش برجا باشد و یا حتی چند ماه آینده را بتواند یارانه های نقدی را توزیع کند، خیلی پایش را از گلیم خود دراز تر کرده و یا وقاحت را به درجه اعلا رسانده که وعده ۱۵ ساله میدهد!!

و اما برای اینکه مشخص سازم مردم آنهم طبقات کم در آمد متضرر آزاد سازی قیمتها هستند، به یک نمونه ساده نان اشاره می نمایم: محمدرضا فرزین سخنگوی طرح تحول اقتصادی در ۲۸ مهر ۸۹در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس اظهار داشت:" پس از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها ما یک قیمت ثابت برای گندم خواهیم داشت که عنوان آن قیمت ملی برای گندم است، این قیمت ملی بسیار پایین تر از قیمت آرد آزاد کنونی است و این بدان معناست که با هدفمند شدن یارانه‌ها سهم قیمت آرد در قیمت تمام شده شیرینی، نان آزاد پز، ماکارونی و بیسکویت کاهش پیدا می‌کند." ولی وی خود نیز اذعان داشت که سهم آرد در قیمت نهایی نان تنها ۷ درصد است. وی به سایر فاکتورهای افزایش قیمت نان همچون افزایش قیمت سوخت که در قیمت تمام شده  نان موثر خواهد بود، اشاره ای نکرد..

از این رو  به این علت که خانوار های کم در آمد بخش عمده تغذیه  و کالری لازم روزانه خود را با در نظر گرفتن افزایش قیمت گوشت، لبنیات و میوه جات از طریق مصرف نان و نشاسته و روغن تامین می کنند، حذف یارانه آرد و روغن به حذف عنصر اصلی در سفره مردم در تامین کالری منجر خواهد شد و از طرف دیگر با در نظر گرفتن افزایش قیمت  آب و برق و سایر مواد سوختی که جزء مایحتاج اولیه خانوارها میباشد، لذا مردم  ناچار خواهند بود با صرفه جویی در مواد غذایی، کسری مالی برای پرداخت سوخت را تامین کنند. و در حالی که در خبرها می خوانیم که بسیاری از دانش آموزان کشور، دچار سوء تغذیه هستند و در سر کلاس درس بعلت صرف نکردن صبحانه از هوش می روند، تصور وضعیت این نونهالان کشور با خالی شدن سبد تغذیه ای خانواده هایشان چقدر دردناک است.

بی دلیل نیست که عکس العمل مردم بگونه ای است که خبرگزاری مهر مینویسد: مردم در صف میادین میوه  و تره بار از اجرای قانون و واریز یارانه های نقدی حرف می‌زنند و به هم توصیه می‌کنند تا جایی که ممکن است، اقلام ضروری را خریداری و نگهداری کنند".

*-دولت بی برنامه و بی کفایت: احمدی نژاد ادعا کرده است که هدفمند‌کردن یارانه‌ها بهترین فرصت است تا مجموعه اقتصاد ما از تنبلی ۱۵۰ ساله بطور کامل رها شود.

 ناگفته پیداست که پرداخت  یارانه‌ها موجب دامن زدن به مصرف گرایی و کاستن بهره‌وری و افزایش هزینه ها خواهد شد و وضعیت مصرف سوخت در ایران بسیار وخیم است. ترازنامه انرژی  ایران حتی در سال۱۳۸۵ نشان می‌دهد که در کشور ما برای ایجاد یک‌ میلیون دلار درآمد ناخالص داخلی معادل ۹۰۰تن نفت خام، انرژی مصرف می‌شود و شاخص شدت مصرف انرژی در ایران به نسبت متوسط خاورمیانه ۲.۵ برابر است، چرا که متوسط میزان مصرف انرژی در خاورمیانه برای تولید یک‌ میلیون دلار درآمد ناخالص، حدود ۳۶۱.۱ تن معادل نفت خام است. و مقایسه شدت مصرف انرژی ایران با کشورهای مختلف در سال۱۳۸۵ ( که اکنون بعد از گذشت ۴ سال این میزان بشدت افزایش یافته است )حکایت از آن دارد که شدت انرژی در ایران ۳.۵ برابر ترکیه، ۲.۳ برابر چین، ۱۴.۵ برابر ژاپن و ۵ برابر متوسط جهانی است. و باید با برنامه ریزی دقیق از شدت این مصرف کاست. اما سوال اساسی این است که نظام ولایت فقیه در مجموع و دولتها و مجالس آن  تا کنون چه برنامه‌ منسجم و قابل اجرایی را برای مقابله با این معضل تدوین و به اجرا گذارده اند؟ آیا احمدی نژاد با ادعای رها سازی اقتصاد ایران از تنبلی ۱۵۰ ساله، حداقل تنبلی ۶ سال اخیر دولت خود را از یاد برده است؟! و خواب نما شده است که با  آزادسازی قیمت‌ها  یکباره الگوی مصرف، آنهم بشکل دستوری و آمرانه و تحکم از موضع قدرت و بدون هیچگونه برنامه ریزی فرهنگی و اقتصادی تغییر خواهد کرد و نقشه راه نجات  تنها در دست وی است؟!

اصلاح نظام مصرف انرژی با تعدد مراکز تصمیم‌گیرنده، وجود قوانین و مقررات متناقض با یکدیگر و پراکندگی مسئولیت‌ها، همراه با  سانسور مردم از هر گونه اطلاعی چگونه میسر است؟

وقتی همه کس میدانند که اصلاح ساختار تولید، توزیع و مصرف انرژی بدون وجود قانون مدیریت انرژی، تهیه اطلس جامع انرژی متناسب با شرایط جغرافیای کشور و فعالیت‌های مختلف اقتصاد و ضمانت‌های اجرایی امکان پذیر نیست، آنگاه زمانی که اقرار مقدم، عضو  کمیسیون انرژی مجلس نظام  ( دنیای اقتصاد ۶ آبان ۸۹ ) را می خوانیم که:"شورای عالی انرژی  وظیفه تدوین خط مشی‌ها و برنامه‌ریزی در زمینه اکتشاف، استحصال و صیانت از مخازن نفتی، بررسی تراز بین تولید و مصرف سوخت، تولید و صادرات گاز و... را بر عهده دارد، ولی این شورا طی ۱۰ سال گذشته تنها یک بار تشکیل جلسه داده است!! "، پی به ادعاهای توخالی احمدی نژاد برای استفاده از فرصت حذف یارانه ها برای رهایی اقتصاد ایران از تنبلی خواهیم برد.

وی بر این گمان است که حافظه تاریخی ملت ایران سیاستهای خانمانسوز ضد تولید و دامن زدن به مصرف گرایی نظام حاکم منجمله دولت خود وی را از یاد برده است.

به هرحال چاره، تن ندادن به شرایط تحمیلی است که این نظام مردم را با آن مواجه می سازد و ادامه ایستادگی و اعتراض تمامی ملت به کل نظام حاکم و استفاده از هر فرصتی برای قوت بخشیدن به جنبش اعتراضی خود است.