ژاله وفا

jalehwafa@yahoo.de

 

مشکلات کیفی و کمی آموزش و پرورش ایران در قرن 21- بخش 2

 

در بخش اول این نوشته به بررسی بخشی از مشکلات کمی آموزش و پرورش ایران پرداختم. قصد نگارنده بر این بود که یک شماره دیگر مقاله را نیز به برشماری مشکلات کمی ونیز یک بخش را به بررسی کمبودهای کیفی آموزش و پرورش ایران اختصاص دهم. ولی در فاصله انتشار بخش اول مقاله تا این شماره، نامه هایی چند از خوانندگان محترم دریافت کردم که مرا با طرح نکات بسیار جالب و همچنین سوالات خود ،مستفیض نمودند. به تعبیر یک خواننده گرامی ،بهتر است وضعیت آموزش و پرورش را نیز مانند نفت، کالبد شکافی نمایم .محتوای نامه ها به 3 موضوع اختصاص دارند.

1-از نگارنده خواسته شده است که با توجه به اهمیت امر آموزش و پرورش در ایران ،شماره های بیشتری را به بررسی وضعیت کمی و کیفی آموزش و پرورش اختصاص دهم و ایرادات کیفی آن را نیز با تفصیلی بیشتری مد نظر قرار دهم.خصوصا خواهان این هستند که یک بخش را به بررسی وضعیت حقوقی وسایر درگیریهای معلمان و نیز رفتار معلمان با شاگردان، اختصاص دهم .

2-سوالاتی در زمینه مشکلات کمی آموزش و پرورش در موضوعات ذیل از اینجانب شده است: معنا و آمار مدارس چند پایه، وضعیت مدارس عشایر کشور،مدارس غیر انتفاعی و برر سی میزان شهریه ها و کیفیت آموزش در آنها نسبت به مدارس دولتی ، وضعیت درگیری دانش آموزان با مواد مخدر، وضعیت آموزش جنسی به دختران و پسران در مدارس ایران.وضعیت تحرک جسمی و خصوصا درس ورزش در مدارس، کیفیت تدریس زبان خارجی در مدارس ایران و...

3- در زمینه کیفیت آموزش در ایران، بررسی سهم پژوهش و بودجه آن در مدارس و دانشگاههای ایران ، بررسی کیفیت تدریس در دانشکده های تربیت معلم،مقاطع تحصیلی معلمان و دبیران در ایران، ضرورت یا عدم ضرورت معلمان امور تربیتی، آیا درایران روحیه علمی در سطح مدارس و دانشگاهها حاکم است؟ آیا کیفیت آموزش در ایران پایه در خوری برای تحصیلات دانشگاهی بوجود میآورد؟آیا...

از آنجا که بررسی مسائل فوق براستی خود یک نوع کالبد شکافی کمی و کیفی وضعیت آموزش و پرورش در ایران محسوب میشود،نگارنده سعی میکند در چندین نوشته مسائل فوق را بررسی نماید.این نوشته را به بررسی وضعیت مدارس چند پایه، مدارس عشایر کشور،مدارس غیر انتفاعی و برر سی میزان شهریه ها و کیفیت آنها نسبت به مدارس دولتی ، اختصاص میدهم.

مدارس چند پایه:

در کلاس های درس چند پایه ، دانش آموزان اول تا پنجم ابتدایی به طور همزمان با حضور یک معلم بر سرکلاس، درس می خوانند. این کلاس ها نه تنها از موقعیت فیزیکی مناسبی برخوردار نیستند بلکه کتاب های درسی این کلاس ها با کتاب های درسی سایر دانش آموزان یکسان است ، در حالی که موقعیت مکانی و تحصیلی این دانش آموزان با سایر دانش آموزان مدارس معمولی یکسان نیست . بزرگترین مشکل این است که معلمان بدون گذراندن دوره آموزشی خاص ،باید 30 کتاب درسی در پنج پایه درسی را طی 132 ساعت با حداقل فضا و امکانات تدریس کنند. هر سال به دلیل مهاجرت روستائیان به شهرها و کاهش آمار دانش آموزی روستاها، آمار کلاس های چند پایه افزایش می یابد. در سال 82 - 81 میزان کلاس های چند پایه 68/30 درصد بود و در سال تحصیلی82 این آمار به 9 / 31 درصد افزایش یافت. گفتنی است که بیشترین آمار کلاس های چند پایه به استان سیستان و بلوچستان با 3 هزار و 899 کلاس درس اختصاص دارد. طبق آمار وزارت آموزش و پرورش در مهر ماه 83 میزان8/49 درصد از کلاس های درس مقطع ابتدایی در شهرها و 2/50 درصد از کلاس های درس در روستا ها دایر بودند که از این تعداد 9/31 درصد از کلاس های درس چند پایه بودند.جالب توجه اینکه کلاس های چند پایه فقط در روستاها دایر نیستند، بلکه در پایتخت نیز تعداد از این قبیل کلاسها چشمگیر است. در شهر تهران بیش از 35 کلاس چند پایه و در شهرستان های استان تهران 375 کلاس چند پایه وجود دارد.

دانش آموزان عشایر

 

یک میلیون و 403 هزار نفر از جمعیت کشور در قالب 200 هزار خانوار عشایر قرار دارند که از نظر پراكندگي جغرافيائي بيشترين تجمع عشاير در استانهاي فارس ، آذربايجان شرقي ، لرستان ، ايلام ، چهار محال و بختياري ، بوشهر ، خوزستان ، كهكيلويه و بوير احمد ، اصفهان ، كرمان ، كردستان ، كرمانشاه ، سيستان و بلوچستان ، مشاهده مي گردد. طبق آماری که لطف الله عباسی مدیرکل دفتر آموزش و پرورش عشایر کشور به خبرگزاری ایرنا در17 مهر 84 ارائه داده است، : ‪ شمار دانش‌آموزان عشایر برخلاف مدارس عادی کشور،همچنان روبه افزایش است و امسال از ‪ ۱۸۰هزار نفر به ‪ ۱۸۲هزار نفر رسیده است و ۱۰۱ هزار نفر از دانش‌آموزان دوره‌های ابتدایی، راهنمایی ،متوسطه و پیش‌دانشگاهی عشایر کشور در سال تحصیلی جاری را پسران و ‪ ۸۱هزار نفر دیگر را دختران تشکیل می‌دهند . دانش‌آموزان دوره‌های مختلف تحصیلی عشایر کشور در شش‌هزار و ‪ ۱۰۰آموزشگاه ،دوهزار چادر و شماری کانتینر تحصیل می‌کنند و‪ ۵۳درصد دانش آموزان عشایر در سه هزار و ‪ ۲۰۰مدرسه سیار و نیم سیار تحصیل می‌کنند.

علي باقرزاده معاون‌آموزش عمومي سازمان آموزش و پرورش خراسان شمالي( ایرنا 21 مهر 85) معتقد است: "سرانه تحصيلي هر دانش‌آموز عادي حدود ‪ ۲۰هزار ريال است و حال آنكه همين سرانه براي دانش‌آموزان عشاير ‪ ۸۰هزار ريال است." توجه خوانندگان محترم را به این امر جلب میکنم که مبلغ 2000 تومان سرانه دانش آموزی در این استان برابر با قیمت یک جفت دمپایی و یا 1 شانه تخم مرغ میباشد !

اكنون يكهزار و ‪ ۹۰۴دانش‌آموز عشايري در ‪ ۱۲۴كلاس ابتدايي، ‪ ۱۳كلاس راهنمايي و شش كلاس متوسطه استان خراسان شمالی مشغول تحصيل هستند. اين دانش‌آموزان در ‪ ۸۳آموزشگاه كه عمدتا به صورت چادر، چپر و يا ساختمانهاي مخروبه و نامناسب اداره مي‌شوند، درس مي‌خوانند. در استان خراسان شمالي پنج هزار خانوار عشايري با آمار جمعيتي حدود ‪۳۰ هزار نفر سكونت دارند. رئيس اداره آموزش و پرورش عشاير خوزستان سيروس خدادادي نیز در گفت‌وگو باايسنا، با بيان اين كه خوزستان از لحاظ تعداد دانش‌آموزان عشاير، دومين استان كشور است، اظهار داشت: خوزستان با داشتن 17 هزار دانش‌آموز عشاير، بعد از سيستان و بلوچستان بيشتر تعداد دانش‌آموز عشاير را دارد.

لطف الله عباسی مدیرکل دفتر آموزش و پرورش عشایری معتقد است:" در حال حاضر 4227 نفر از کادر آموزشی دفتر آموزش و پرورش عشایری را سرباز معلم و حق التدریسی ها تشکیل می دهد که باید برای آنها جایگزین داشته باشیم. درخواست تاسیس دو مرکز تربیت معلم عشایری را 6 سال پیش دادیم، اما با توجه به عدم درک صحیح تصمیم گیرندگان از شرایط آموزش عشایری، مسوولان 3 سال است به نتیجه ای نرسیده اند و این طرح در پیچ و خم مراحل اداری این طرح سرگردان ماند."و بالاخره در مهر ماه امسال (85) نخستين مركز تربيت معلم مستقل دخترانه عشاير كشور ،در شهر ياسوج و نخستین مركز تربيت معلم پسرانه در استان فارس گشايش يافت. در مركز تربيت معلم دخترانه عشاير ياسوج ‪ ۷۰دانشجو و در تربيت معلم پسرانه شيراز ‪ ۱۸۰دانشجو سال تحصيلي را آغاز كردند.

مدارس غیر انتفاعی و کیفیت آموزشی درآنها و وضعیت شهریه این مدارس

از آنجا که در نظام ولایت فقیه تبعیض های اجتماعی- اقتصادی سخت رواج دارند دولت با تاسیس مدارس غیر انتفاعی ( که در واقع نام بی مسمائی است وکاملا هم انتفاعی میباشند)آموزش و پرورش را هم طبقاتی کرد. در حال حاضر طبق آماری که محمود ابراهیمی معاون مشارکت های مردمی" وزیر" آموزش و پرورش اعلام میدارد ، این مدارس بیش از یک میلیون و 115 هزار یعنی 3/7 از دانش آموزان کشور را پذیرا می باشند. این تعداد در 13 هزار و 500 مدرسه و 56 هزار کلاس درس در مدارس غیر انتفاعی مشغول تحصیل هستند.و نیز96 هزار و 984 معلم آزاد و 22 هزار نفر از معلمان مامور، مشغول به تدریس در مدارس غیر انتفاعی میباشند .

طبق اصل 30 قانون اساسي، آموزش و پرورش حق گرفتن شهريه را ندارد؛ اما در قانون شوراها ماده‌اي را گنجانده اند( ماده 11 ) که بر اساس آن مدیران مدارس موظفند مدرسه تحت مدیریت خود را بر اساس بودجه اعتبارات دولتی اختصاص یافته به مدرسه ، کمک های مردمی ، سهم اختصاص یافته از طریق شورای آموزش و پرورش منطقه و وجوه حاصل از ارایه خدمات آموزشی و پرورشی فوق برنامه در مدارس اداره کنند. اما میزان شهریه هایی که این قبیل مدارس از مردم دریافت میکنند به حدی سرسام آور است که علی عباسپور فرد رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات" مجلس" هفتم نیز فریادش به آسمان بلند شده است( ۱۳۸۴/۰۸/۰۳ ) که : شهریه مدارس غیرانتفاعی بعضا 4 برابر شهریه دانشگاههای غیر دولتی است!"

لازم است خاطر نشان خوانندگان گرامی سازم که اصل سی‌ام قانون اساسی این نظام نیز بر رایگان بودن آموزش عالی تا حد خودکفایی کشور تصریح میکند .ولی از زمانی که دردوران حکومت رفسنجانی دانشگاههای آزاد باب شد ،گرفتن شهریه های هنگفت نیز رسم گردید.بطوری که بگزارش خبر گزاری فارس در حال حاضر از حدود 2 ميليون دانشجويي كه در دانشگاه‌هاي كشور تحصيل مي‌كنند فقط 15 تا 20 درصد از آنها در دانشگاه‌هاي روزانه دولتي و به صورت رايگان درس مي‌خوانند و مابقي دانشجويان شهريه مي‌پردازند؛ به عبارتي در حال حاضر 85 درصد از دانشجويان شهريه مي‌پردازند. طرفه اینکه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی طی یک اظهارنظر کارشناسی در مورد طرح ساماندهی شهریه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی اعلام کرد: در حال حاضر نه تنها در بخشهای غیردولتی نظیر دانشگاه آزاد و مراکز آموزش عالی غیرانتفاعی تمام هزینه‌ها را دانشجویان یا خانواده‌هایشان می‌پردازند، بلکه 75 درصد دانشجویان دانشگاههای دولتی نیز هزینه های تحصیلی خود را متقبل می‌شوند و در واقع فقط به 25 درصد از پذیرفته‌شدگان کنکور خدمات آموزشی رایگان ارائه می‌شود.خانواده‌ها علاوه بر شهریه، هزینه معاش فرزندان دانشجوی خود شامل غذا، پوشاک، نظافت، رفت و آمد و امثال اینها را نیز تامین می‌کنند و برای برخی خدمات تخصصی خارج از کلاس درس مانند ثبت‌نام، استفاده از رایانه، حضور در مسابقات و موارد مشابه نیز هزینه هایی به خانواده‌ها تحمیل می‌شود.

به گفته زینعلی کارشناس مسئول مدارس غیر انتفاعی شهرستانهای استان تهران، شهریه مدارس غیر انتفاعی در مقطع اول تا پایه پنجم ابتدایی طی سال تحصیلی 84-83 میبایستی حداکثر 300 هزار تومان بوده باشد.در حالی که حداقل شهریه دانش آموز اول ابتدایی در مدارس غیر انتفاعی شمال شهر تهران 700 هزار تومان و حداکثر یک میلیون و 600 هزار تومان برآورد می شود. هرچند که" مجلس" قانون دریافت کمک های مردمی را از زمان ثبت نام به طول سال تحصیلی تغییر داده و اجازه دریافت شهریه اجباری در زمان ثبت نام را از مدیر مدرسه گرفته است اما با تدابیری! همچون "عدم تحویل کارنامه دانش آموزان" این قانون نیز نمی تواند کارایی داشته باشد و دور زده میشود. با این حساب طبق اظهارحسن مسعودی مدیرکل دفتر مدارس غیر دولتی وزارت آموزش و پرورش دولت قصد دارد آمار 3/7 درصد جمعیت دانش آموزی مشغول به تحصیل در مدارس غیر انتفاعی را به 30 درصد نیز برساند! وصد البته نهادهای نظامی و مافیای وابسته به حاکمیت در تاسیس واداره این قبیل مدارس اولویت دارند .چرا که حیدر ی معاون توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش در۱۳۸۵/۰۶/۱۱ با اشاره به روند گسترش و تقویت مدارس غیر انتفاعی ، اعلام کرده است: در تاسیس این مدارس موسسه های اسلامی مانند جامعه تعلیمات اسلامی، رستگاران سپاه - مدارس امام حسین(ع)- سپاه ، آستان قدس رضوی ، اوقاف و... در اولویت خواهند بود."

نهادهایی که خود را طرفدارمستضعفین میدانستند حالا کارشان به جایی رسیده که امکانات را تنها برای طبقات مرفه( که خود جزو آنان محسوب میشوند ) ایجاد میکنند وچون استفاده از مدارس خاص برای اکثر خانواده ها و اقشار جامعه میسر نیست، مردم محروم طبقات پایین جامعه از این مدارس استقبالی بعمل نمی آورند. حسن مسعودي مديركل مدارس غيرانتفاعي وزارت آموزش و پرورش در مصاحبه با ایرنا اعلام كرده است:" هم اكنون حدود۳۰ درصد ظرفيت مدارس غيرانتفاعي سراسر كشور خالي است و ظرفيت مدارس غيرانتفاعي براي جذب دانش آموز در مناطق بالاي شهر و شهرستانهاي بزرگ كامل است و رغبت دانش آموزان نقاط محروم و پايين شهر براي تحصيل در مدارس غيرانتفاعي اندك است .

در واقع دولت وظیفه خود را به عهده مردم قرار داده است . غلامحسین حیدری معاون توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش در۱۳۸۵/۰۶/۱۲ محاسبه کرد که: یک میلیون و 500 هزار دانش آموز در مدارس غیر دولتی تحصیل می کنند که اگر هزینه تحصیلی آنان را محاسبه کنیم ، سالی 900 میلیارد تومان به اعتبارات کشور کمک می شود. محمود ابراهیمی معاون مشارکت های مردمی وزیر آموزش و پرورش نیز ضمن قبول این که برخی موسسان این مدارس ( همان نهادهای وابسته به حاکمیت که توسط وزارت آموزش و پرورش در اولیت قرار گرفته اند )از مردم شهریه های میلیونی اخذ میکنند ، استدلال می آورد :"از آنجا که دولت برای هر دانش آموز سالی 230 هزار تومان (200 یورو)هزینه می کند ( جالب اینکه بدانیم این هزینه در آلمان برای دانش آموزان مقطع دبستان 3300 یوروو برای مقطع دبیرستان7000 یورو سالانه میباشد) در حالی که دانش آموزی که در مدارس غیر انتفاعی تحصیل می کنند فقط 15 هزار تومان برای دولت هزینه دارد ! تا کنون مدارس غیر انتفاعی بیش از 110 هزار شغل ایجاد کرده است که از این تعداد فقط 10 هزار نفر نیروی رسمی وزارت آموزش و پرورش هستند."

البته نباید پنداشت که تنها " مدیران" حکومت احمدی نژاد به مدارس انتفاعی به دید وسیله ای برای فرار از مسئولیت دولت نگاه میکنند، حسین ریاحی نژاد دبیر کمیسیون خط مشی ها و اهداف شورای عالی وزارت آموزش و پرورش در حکومت خاتمی نیز در۱۳۸۳/۰۲/۰۹ در گفتگو با مهر، معتقد است : منابع دولتی بسیار محدود است و نمی توان از وزارت آموزش و پرورش با توجه به کمی سرانه دانش آموزی توقع ارتقاء و افزایش کیفیت را داشت!

 

اما در مورد کمیت و کیفیت امکانات این قبیل مدارس ، باید توجه داشت در حالی که بر اساس استانداردهای جهانی فضای حرکتی هر دانش‌آموز 5/2 متر است، متاسفانه این رقم در کشور ما به دلیل کمبود فضای مناسب، برای دختران 17 و پسران 26 سانتی‌متر است، فضاهای مدارس غیر انتفاعی که اغلب خانه های اجاره ای هستند بسیار کوچک و تنگ میباشند و امکان تحرک را در زنگهای تفریح با توجه به کوچک بودن حیاط مدرسه از دانش آموز سلب مینمایند و کیفیت آموزش نیز در این قبیل مدارس روز بروز در حال نزول است. در واقع مدارس غیر انتفاعی را با این دیدگاه از مدارس دولتی تفکیک کردند که بتوانند در مقابل دریافت شهریه های هنگفت از اولیای دانش آموزان، وظیفه ای به مراتب سنگین تر در قبال آموزش و پرورش دانش آموزان آموزشگاههای خود داشته باشند. اما واقعیت این است که در گذر زمان، تحصیل و فراگیری علوم در این مدارس قربانی منافع اقتصادی بسیاری از مدیران و موسسان این مدارس گردیده است و اغلب مدارس غیر انتفاعی در اولویت برنامه های خود، فوق برنامه و همچنین برنامه های کمک درسی را منظور کرده اند تا از این طریق بتوانند به خواسته های خود دست یابند. اما آنچه را نمی توان انکار کرد سطح کیفی تحصیل در مدارس غیر انتفاعی است که به مراتب پایین تر از مدارس دولتی است .

بر اساس اظهارات میرزاده رئیس سازمان آموزش و پروش استان اردبیل در ۱۳۸۴/۱۱/۰۳ ، تاکنون مدارس غیر انتفاعی در بالا بردن سطح علمی دانش آموزان هیچ نقشی نداشته اند.همچنین به گفته فاطمه آجرلو عضو هیات رییسه کمیسیون آموزش و تحقیقات "مجلس"، یکی از اهداف تاسیس مدارس غیرانتفاعی نمونه و برتر بودن این مدارس است در حالیکه بسیاری از مدارس حتی کیفیت آموزشی مدارس دولتی کشور با امکانات محدود را نیز ندارند.

در بخش سوم این نوشته به بررسی سایر مشکلات کمی آموزش و پرورش ایران خواهم پرداخت.