ج - پاکنژاد

 

خودزنی در ملاء عام!!

 

در مقاله قبلی از بازگشت محفلی ها سخن به میان آمد . محفلی ها در راه تحکیم مواضع خویش سلسله اقداماتی را در دستور کار خود قرار داده اند که از جمله آنها، یورش به محیط دانشگاه و دانشجویان است که به بهانه های مختلف انجام می پذیرد. پروژه جعل و چاپ مطالبی توهین آمیز به نام و با آرم سازمانهای دانشجویی و دستگیری عده ای از آنان بدین بهانه. طرح مبارزه با بد حجابی و... امروز لباس شخصی ها دوباره به جان دانشجویان افتاده اند و به بهانه های مختلف به درخانه و خوابگاه آنان میروند و با ضرب و شتم دستگیرشان کرده و با خود میبرند وکسی هم نمیداند که به کجا میبرند.آقای خامنه ای دوباره در سخنانی خطاب به دانشجویان بسیجی از دو بعدی بودن آنها و وابستگیشان به سپاه سخن به میان آورده تا آنها در ضرب و شتم دانشجویان دست بازی داشته باشند وسپاه را پشتیبان خود بدانند . محفلی ها برای انسجام خود، به پلیسی کردن جو جامعه نیاز دارند . از این روست که طرح مبارزه با اراذل و اوباش را با حمله به محیط های دانشجویی و مبارزه با بد حجابی ، همزمان کرده اند.

طرح مبارزه با اراذل و اوباش به نفسه میتواند مفید واقع شود اگر بخشی از مقامات امنیتی خودشان از این اراذل نباشند و نیز بر خورد با آنها با نقض حقوق انسان و تحقیر آنان همراه نباشد. هرفرد در جامعه از حقوق و کرامت انسانی برخوردار است . چنین رفتاری با این جوانها که در لوای همین جمهوری اسلامی تربیت وبزرگ شده اند به نام مبارزه با اراذل و اوباش خود ارتکاب جرم و نقض حقوق انسانی است . کسی که جرمی را مرتکب میشود و با خشونت ورزی حقوق دیگران را، حتی اگر مجرم باشد، نقض میکند، در وحله اول به خود جفا کرده و جایگاه انسانی و کرامت خویش را از یاد برده است. در یک جامعه سالم، وظیفه نیروهای انتظامی و ضابطین قضایی ، خشونت زدایی است. بر قراری عدالت وایجاد امنیتی که با تحقیر انسان ولو مجرم همراه باشد، عین بی عدالتی و نا امنی است. در اوایل انقلاب که شعار" اعدام باید گردد" فضای ایران را پر کرده بود، آقای بنی صدر در مخالفت با اعدام سران رژیم پهلوی و ارتشیان و... ،گفت : با بدترین ها شروع میکنید و به بهترین ها ختم خواهید کرد.او میدانست که بکار بردن خشونت به نام مصلحت انقلاب عین مفسدت است . تجربه تلخ اعدامهای خرداد 60 وسپس شهریور 67 و پس از آن، گویای این امر است که هرگاه، در مقابل خشونتی که بنام امنیت و مصلحت اعمال میشود ، جامعه عکس العمل بایسته را نشان ندهد ، فاجعه ببار می ﺁید.

حال، کار با دستگیری افرادی که اراذل اوباش خوانده میشوند وتحقیر آنها با آویختن آفتابه به گردنشان و گرداندن در ملاء عام و به زیر ضربات مشت و لگد و باتوم گرفتنشان ﺁغاز می شود و با بکار بردن خشونت بر ضد هرکس حق خود را بطلبد، ادامه پیدا می کند . این صحنه های تحقیر و خشونت، برای این است که جامعه به این صحنه های خو کند.

تا هنگامی که به بهانه مبارزه با بد حجابی، زنی را مجروح و چهره او را خون آلود میکنند، مردم حاضر تماشاگران ساکت صحنه باشند. تا رسانه های باند محفلیها از قبیل سایت رجا نیوز ، بلندگوی باند احمدی نژاد که یکی از شاخه های محفلی هاست با وقاحت تمام در یک گزارش گونه از این حادثه ، خانمی مضروب شده را به خود زنی متهم کند که لابد "خود زنی" او نیز از نوع "خود زنی" خانم زهرا کاظمی است! - ، تا ... خطر تشدید خشونتهائی که به جان هستی ایران افتاده است، تشدید می شود . از این رو، باید در برابر نقض حقوق "اراذل و اوباش" نیز حساس بود وهشدار داد. اما شما دانشجویان بسیجی، لباس شخصی ها و آنانی که به مثابه بازوی اختاپوس محفلی ها در سرکوب مردم شرکت میکنید این قاعده را فراموش نکنید! هنگامیکه اختاپوس قدرت احساس خطر کند ، برای رهایی خویش از مخمصه، شما اولین قربانی او خواهید بود . همانطور که در مورد سعید امامی و دیگرانی چون او این امر اتفاق افتاد و او قربانی شد تا سران محفلی ها نجات یابند. نوبت شما نیز خواهد رسید ،علاوه بر اینکه قربانی بازی قدرت میشوید، ننگ ضرب وشتم وبعضا قتل هموطن وبه مذبح بردن آزادی نیز برای شما خواهد ماند.