جهانگیر گلزار

 

حق کارگر در نظام ولایت فقیه

 

روز اول ماه مه را روز همبستگی کارگران جهان اعلام نموده اند .

در فاصله سالهای 1889-1870 میلادی اعتراضات صنفی و متشکل کارگران ، فصلی دیگر را در تاریخ تحولخواهی جهان معاصر گشود . این اعتراضات بر محور طولانی بودن ساعت کار روزانه بین 12 تا 15 ساعت در روز ،کمی دستمزدها و عدم وجود قوانین پشتیبان کارگران بوجود آمد . در فاصله سالهای 1970 تا 1979 کارگران راه آهن و ذعال سنگ آمریکا چندین اعتصاب بزرگ سراسری توسط آنها سازمان داده شد. اعتصاباتی که غالبا با سرکوب دولت و پلیس امریکا پاسخ داده می شد . در طول این سالها بیش از 300 نفر از معترضین کشته شدند ولی صدای اعتراض بر حق آنها در وجدان دیگر کارگران تاثیر گذاشته و در طول زمان تعداد کارگران شهرهای مختلف همبستگی خود را با آنها اعلام کردند .

چهار هزار کارگر مبل ساز با شروع کار در 8 صبح و ترک کارگاه در ساعت پنج بعد از ظهر،عملا قانون هشت ساعت کار روزانه را در کارخانه های خود مستقر کردند . هزار نفر کارگر پیانو ساز،هفتصد و پنجاه کارگر پوست ساز،پانصد کارگر درشکه و واگنساز،دویست و پنجاه کارگر مرمرکار،یکصدا فریاد بر می آورند : هشت ساعت کار در روز! با اعتراضات بی سابقه کارگران در نیویورک،دیگر صنوف کارگری نیز به آنها پیوستند و ساعات کار خود را از پانزده ساعت به دوازده ساعت در روز توانستند کاهش بدهند .اعتراضات در روز اول ماه مای به اوج خود رسید و در آن روز 40 هزار نفر تظاهرات سراسری انجام دادند . این تظاهرات در روزهای دوم و سوم و چهارم ماه مای به اوج خود رسید و پلیس بر روی کارگران خواهان حقوق حقه خود تیر اندازی کرد و بیش از 25 نفر در این درگیری جان باختند . کارگران معترض را گرفتند و به زندان انداختند و جهت سرکوب اعتراض این کارگران ، به رای دادگاه،چهار تن از رهبران آنها بدون هیچ مدرکی به اعدام محکوم شدند .در پی این همه حوادث بود که قانون 8 ساعت کار عملی شد و 500 هزار کارگر از آن قانون برخوردار شدند . سه سال پس از این وقایع بود که به مناسبت بزرگداشت تظاهرات اول ماه مه شیکاگو تصمیم گرفته شد ، روز اول ماه مه را روز همبستگی کارگران جهان اعلام کنند .

کارگران در 140 سال قبل به تبعیضها اعتراض داشتند ، به فشار بیش از حد ی که بر آنها وارد می آمد اعتراض داشتند . به کار بیش از حد و در آمد کم اعتراض داشتند . در واقع آنها از نبود برخورداری از حقوق خود معترض بودند . امروز در ایران ، کارگران نسبت به حقوق عقب افتاده خود ، به درآمد کم و زندگی در جهنم رژیم ولایت فقیه معترض هستند .

نگاهی به وضعیت کارگری ایران می افکنیم .

آقای احمدی نژاد در اول سال خطاب به مردم گفته است : در طول يک سال بيش از دو برابر سال های مشابه کار، سازندگی و پيشرفت انجام شد. رشد بالای اقتصادی و تک رقمی شدن نرخ بيکاری از دستاوردهای اين تلاش بزرگ است.

و آقای خامنه ای تاکید کرده است که : انتظار در سال جاری اين است که فعاليت هايی که در سال های گذشته انجام شده و کارهايی که دولت در سال های اخير انجام داده، به نتيجه و شکوفايی برسند و کام مردم از نتيجه اين فعاليت ها و تلاش ها شيرين شود. با اینکه هر دو کلی گویی کرده اند و توضیحی نداده اند که چگونه می خواهد کام مردم شیرین شود ؟ یا اینکه چگونه دو برابر سالهای گذشته کار بوجود آمده ؟ یا اینکه چگونه رشد بیکاری تک رقمی شده ؟ یعنی بیکاران ایران زیر 10 درصد هستند .در این نوشتار سعی می کنیم به حرف این افراد وضوح بیشتری بدهم .

 

ترکيب جمعيتی ایران نشانگر آن است که تعداد افراد 11 تا 14 سال 5/5 ميليون نفر،15 تا 24 سال 7/17 ميليون نفر، 25 تا 64 سال، 4 / 31 ميليون نفر و 65 سال به بالا 6/3 ميليون نفر هستند.جمعيت فعال کشور 6/40 درصد معادل 5/23 ميليون نفر است که 5/20 ميليون نفر شاغل و نزديک به سه ميليون نفر بيکار و جويای کار گزارش شده است.

در واقع طبق تعاریف اشتغال ، شاغل کسی است که در هفته بين 30 تا 44 ساعت کار می کند. اما در سرشماری سال 1385 کسی که به طور متوسط هفت ساعت در هفته کار می کرده جزو شاغلان محسوب شده است. این تعداد از افراد اشتغال پاره وقت دارند ، درآمد حاصل از این اشتغال کفاف مخارج زندگی آنها را نمی دهد ، و بدین دلیل نمی شود آنها را شاغل به حساب آورد . بدین قرار تعداد بیکاران کشور 3 میلیون نفربیشتر از تعداد اعلام شده از طرف دولت می باشد .


نرخ بيکاری در بين مردان
10 درصد و زنان 9/15 درصد اعلام شده و در مناطق شهری 4/13 و روستاها 1/7 درصد بوده است.
4/23 درصد شاغلان در بخش کشاورزی، 8/31درصد در صنعت و 8/44 درصد در بخش خدمات مشغول بوده اند.

نرخ بيکاری جوانان 15 تا 24 ساله که مهم ترين نگرانی کارشناسان و متوليان اشتغال است 6/21درصد اعلام شده و بيکاری جوانان 15 تا 29ساله 1/19 درصد اعلام شده است.

از آنجا که جمعیت جوان جویای کار حاصل رشد جمعیت بالای 4 درصد دهه 60 می باشد ، سالانه باید بیش از 1 میلیون کار تولید شود تا تعداد بیکاران به همین اندازه باقی بماند.
بيکاری در برخی استان ها مانند خوزستان،
کردستان ، گيلان، سيستان و بلوچستان و... نزديک به 20 درصد است . و تا این زمان تدابیر صحیحی جهت تعادل اشتغال زایی در مناطق مختلف کشور پیش بینی نشده است . بر اساس آمارسال 1375، زنان 11درصد نيروی کار کشور را تشکيل می دادند که بر اساس برآوردهای موجود در سال 85 ،اين ميزان به کمتراز 15درصد رسیده است . اين در حالی است که در بسياری از کشورهايی که از لحاظ توسعه يافتگی در سطح کشور ما هستند و از لحاظ اجتماعی در موقعيت های مشابه با ما قرار دارند ،ميزان اشتغال زنان بالاتر است . اشتغال زنان در ايران با ميزان سواد و سطح تحصيلات آنان ارتباط تنگاتنگی دارد. آمارها نشان می دهد که ميزان اشتغال در زنانی که تحصيلات عالی دارند، 4برابر زنان دارای تحصيلات متوسطه و 13برابر زنانی است که بی سواد هستند. در رابطه با اشتغال زنان باید گفت : ممانعت رژیم از امکان اشتغال برای زنان از یک طرف و كليشه نقش‌هاي زنانه در قالب خانه‌داري و فرزندداري، فقدان امنيت شغلي از مهمترين موانع و عوامل و مشكلات اشتغال زنان است.

رژیم یکی از راههای اشتغال زایی را در خصوصی سازی عنوان می کند . در پی دستور آقای ولی فقیه در سال 85 مبنی بر واگذاری بخش دولتی به بخش خصوصی تحت نام ، سياستهای كلی اصل 44 قانون اساسی . با شروع اجرای این طرح در سال 85 نسبت به سال 84 ، تعداد کارگران اخراجی 20 درصد بیشتر شدند .

طبق آمارهای موجود، 67 درصد كارگران كشور زير پوشش قراردادهای موقت كار هستند و هر ساله در حدود 15 تا 19 درصد به شمار كارگران قراردادی افزوده می‌شود. کارگران قرار دادی از حد اقل پشتیبانی حقوقی برخوردار هستند . در واقع این کارگران با نگرانی ادامه کار از یک طرف ، و از طرف دیگر با ساعات کار بیش از حد قانونی و دستمزد کمتر باید جان و آینده خود را در اختیار کارفرما قرار دهند .

از طرف دیگر سیاستهای سالهای گذشته که ولی فقیه به آنها اشاره می کند که باید مردم از شهد آن برخوردار شوند ، موجبات ورشکستگی کارخانجات و به تبع آن فقر را سر سفره کارگران آورده است . برای مثال شهرهای يزد، اصفهان، كاشان، قائم‌‏شهر، رشت و تبريز از جمله شهرهايی بوده اند كه كانونهای صنعت نساجی در كشور به حساب می آمده اند ، در صورتی که امروز بيشتر واحدهای نساجی در اين شهرها ابتدا دچار بحران فروش و بسیاری از این کارخانه ها ناتوان از پرداخت حقوق کارگران خود می باشند . به گفته محجوب ، رئیس خانه کارگر ، 500 واحد صنعتی در سراسر كشور با بحران پرداخت حقوق كارگران از 2 تا 50 ماه دست به گريبانند؛ در اين واحدها 200 هزار كارگر شاغل هستند.

در فروردین 87 اعلام شد که بیش از 50 هزار کارگر قراردادی در روزهای اول سال جدید بیکار شده اند . یکی از دلایل اخراج این کارگران تجدید قرار داد سالانه می باشد .

طبق گزارش خبرگزاري فارس رئيس هيئت مديره سنديكاي كارخانجات چاي شمال از تعطيلي كارخانههاي چايسازي در گيلان خبرداد و گفت: از 170 كارخانه چايسازي آماده بكار، 169 كارخانه به دليل اينكه قادر به فروش چاي نيستند تعطيل است. در این صنعت 55 هزار نفر شاغل هستند .

تکلیف کارگران این کارخانه ها چه می شود ؟ تکلیف تولید کنندگان چای چه می شود ؟ مردم چای کدام وارد کننده و یا به عبارتی قاچاق کننده چای خارجی را می خورند ؟ چه کسانی باعث کساد اقتصاد تولید در ایران هستند ؟ چه کسانی از امکانات دولت استفاده می کنند و واردکنندگان کالاهای اصلی کشور هستند ؟ چه امکاناتی و چه دولتی پشتیبان آنهاست ؟

تنها در سال گذشته بیش از 60 میلیارد دلار کالا وارد کشور شده است . نتیجه این سیاست واردات کالا در مدت 2 سال گذشته ورشکستگی بسیاری از کارخانه ها و کارگاههای کوچک رابوده است .

طهماسب مظاهری مدیرعامل بانك توسعه صادرات در توضیح وضعیت نقدینگی گفته است : کل نقدینگی ایجاد شده از سال 1339 (زمان تاسیس بانک مرکزی) تا مرداد سال 1384 بالغ بر 70 هزار میلیارد تومان بوده است، اما از مرداد 1384 تا مرداد 1386 این رقم به بیش از 142 هزار میلیارد تومان رسیده است.

این 72000میلیارد تومان که در زمان دولت آقای احمدی نژاد به جامعه تزریق شده ، یکی از دلایل اصلی تورم بیش از حد در ایران است .

واردات کالاهای مصرفی در مدت سال 85 و 86 توان تولید کننده ایرانی را گرفته و پیامد این سیاستها ورشکستگی اقتصاد ملی و تورم بیش از حد بوده است .

دولت در روزهای پایانی سال 86 اعلام نمود که تورم 20 درصدی در سال 86 بوجود آمده و بدین خاطر حد اقل دست مزد کارگران را متناسب با این تورم 219 هزار تومان اعلام نمود . حد اقل تورم سال 86 را متخصصین 40 درصد اعلام نموده بودند و سقف حد اقل مخارج یک خانوار را 350 تا 450 هزار تومان تخمین می زنند . این حقوق کفاف نیمی از مخارج یک خانوار را می دهد . این والدین از کجای خرج زندگی خود بزنند ؟ تنها تورم شب عید ایران بالای 108 درصد طبق محاسبات اینجانب بوده است .

سیاستهای غلط رژیم نه تنها به گفته ولی فقیه شیرینی نیستند که به کام مردم رود ، بلکه زهری است که به چشم همه مردم پاشیده می شود .

از یاد نبریم که طبقه فقیر و کارگر و کارمند ایرانی دارد فقیرتر می شود . فراموش نکنیم که 56 میلیون ایرانی دغدغه ای دارند بنام مشکل معیشت . فراموش نکنیم که خانواده های فقیر نمی توانند و امکان آن را ندارند که فرزند خود را بهتر آموزش دهند و امکانات بهداشتی و تغذیه بهتر در اختیار آنها قرار دهند . فرزندان این خانواده ها در چهار چوب فقر حاکم ، به انسانهای درجه دو تبدیل شده و می شوند .

حق با کارگران نی شکر هفت تپه یا لاستیک سازی البرز و یا دیگر کارگران کارخانه های مختلف کشور است که به وضع موجود معترضند . حق با دانشجویان دانشگاههای شیراز ، تهران و دیگر دانشجویان کشور است که به وضع موجود اعتراض اساسی دارند . برگ جدید تحول و تغییر در روند اداره کشور را این انسانها همچون کارگران معترض آمریکا دارند ورق می زنند .

راه حل برای برخورداری از حقوق ،اعتراض به وضع موجود است .

راه حل ، حقوق کافی برای زندگی و امکان رشد برای همگان است .

راه حل ، امکان برخورداری از رشد و پرورش استعدادها در زمان استراحت برای همگان مخصوصا طبقه کارگر و کارمند و فقیر جامعه است .

راه حل در نبود سرکوبها و جو خشونت تحت نام طرح های امنیت اجتماعی است . طرحی که در آن هر انسان ایرانی تحقیر می شود .

راه حل ، زندگی در آزادی است .

راه حل در انتخاب مدیران اجتماعی است که بتوانند قوانین را متناسب با احقاق حقوق شهروندان تنظیم کرده پشتیبان برقراری امکانات برخورداری از حقوق مردم باشند .

راه حل در رشد اقتصادی متناسب با استقلال کشور است . راه حل در امکان سرمایه گذاری در بخش آموزش متناسب با توسعه کشور و فراخواندن نسل جوان به ساخت کشور آزاد و آباد است .

در سالروز حق طلبی کارگران جهان باید گفت : حق با کارگران و دانشجویان ایران است که مدافع حقوق خویشند . باید از مقاومت و حق طلبی آنها پشتیبانی شود . نجات ما در مقاومت امروز ماست . راه حل ، پشتیبانی از اعتراضات برحق مردم کشورمان ایران است .