هادی قدسی

 

تحریم ها و نقش اوپوزیسیون

 

پس از جنگ جهانی دوم که سازمان ملل متحد تشکیل شد، در شکل گرفتنش، دولت های قدرتمندی که سابقه استعمار گری داشتند، برای خود حقی به نام "حق" وتو که ناشى از بند 3 ماده 27 منشور سازمان ملل متحد است را قائل شدند تا پشتوانه استعمار نو باشد و برای تامین منافع خود وقانونی جلوه دادن استعمار، در حد امکان آنان را از زحمت و هزینه جنگ محافظت نماید. همین "حق" کار آئی سازمان ملل متحد را مختل کرده است. به نحوی که از بدو تاسیس این سازمان که به هدف جلوگیری از جنگ و تجاوز پایه گذاری شده بود(1)، شاهد جنگ ها وتجاوزات فراوانی بوده ایم.

با مصون ماندن قدرت های بزرگ در سایه این "حق"، بنابر ماده 41 همین منشور، شوراي امنيت مي‌تواند براي اجراي مصوبات خود، تدابیری عمل کردنی، كه متضمن به كارگيري نيروی مسلح نباشد، بگيرد . مي‌تواند از اعضاي سازمان ملل متحد بخواهد كه تدابیر را به اجرا بگذارند. اين تدابیر ممكن است شامل متوقف ساختن تمام يا قسمتي از روابط اقتصادي و ارتباطات، راه‌آهن دريايي هوايي پستي تلگرافي راديويي و ساير وسائل ارتباطي و قطع روابط سياسي باشد.

شورای امنیت به استناد این ماده و با تکیه بر ماده 39 منشور(2)، از تهدید اسرائیل توسط حکام ایران، به خصوص سخنان چند سال پیش محمود احمدی نژاد مبنی بر "حذف اسرائیل از روی نقشه"، و با تکیه بر فعالیت های ایران در زمینه غنی سازی اورانیوم و احتمال دست یابی به سلاح اتمی برای اجرای مقاصدش، مبادرت به وضع تحریم های بی سابقه ای علیه ایران کرد.

"انستیتو تحقیق بر روی قطعنامه های حل اختلافات بدون خشونت " در فرانسه، در مورد ماده 41 و مجموعه مواد آن منشور بر این عقیده است که هدف از تحریم ها اولا نباید تنبیه باشد و در ثانی برای جلوگیری از آسیب رسیدن به مردم و فشار بر آنان، باید با اوپوزیسیون دمکرات کشورمورد تحریم مشورت به عمل آید (3). حال باید دید شورای امنیت برای حل این مسئله و شکل قانون پسند دادن به قطعنامه ها با کدامین "اوپوزیسیون دمکرات" ایرانی مشورت کرده تا جوازاعمال تحریم را برای فشار آوردن به مردم ایران از آن ستانده باشد؟ شاید هموطنانی که در رسانه های مختلف خارجی بر طبل جنگ می کوبند و یا از تحریم ها دفاع می کنند همان "اوپوزیسیون دمکرات" باشند؟ ویا جبهه ها و نشست ها و... ناگهانی که یک شبه با بودجه های منابع شناخته شده و ناشناخته برپا می شوند و بعد ناپدیدمی گردند، تمرین "اوپوزیسیون دمکرات" شدن را انجام می دهند؟

نباید فراموش کنیم که بنا بر متن قطعنامه ها، هدف از تحریم ها، رها کردن غنی سازی از سوی ایران اعلام شده است که خواست اسرائیل می باشد و هیچ ربطی به خواست اصلی ایرانیان که رهاشدن از استبداد و زندگی در استقلال و آزادی باشد ندارد. معلوم نیست با چه منطقی این "ایرانیان" از این امر ملغمه ای می سازند که گوئی در پی این تحریم ها نظام در ایران درحال سرنگونی می باشد تا دفاع ناحق خود را از تحریم ها و حتی دخالت نظامی توجیه کنند.

بعضی دلائلی صوری و غیر واقعی برای توجیه عمل خود ارائه می کنند. می گویند تحریم ها می توانند به گشایش سیاسی منجر شوند و برای اثبات نظر خود، آفریقای جنوبی و بیرمانی را مثال می زنند. غافل از این که واقعیت این است که هدف ازتحریم این کشورها در قطعنامه های شورای امنیت به روشنی و بر خلاف ایران سیاسی و مربوط به حقوق بشر و برطرف کردن تبعیض های نژادی بودند. آن قطعنامه ها هیچ ربطی به قطعنامه های مربوط به ایران ندارند. وضعیت در افریقای جنوبی و دربرمه نیز غیر از ایران است. چراکه در آن دو کشور، اقلیت حاکم (در افریقای جنوبی سفید پوست ها) و در برمه ( عمده ارتش و گروه بندی های حاکم) از تحریم ها زیان می دیدند و در ایران حاکمان، مافیاها سود و مردم زیان می بینند.

می دانیم که بر اساس ارجاع پرونده های سازمان انرژی اتمی به شورای امنیت، وآن هم بر اساس احتمالات، تحریم هائی محدود (نسبت به تحریم های اعمال شده توسط آمریکا و اروپا) از سوی سازمان ملل بر ایران اعمال شدند. از سوی دیگر کشورهای اروپائی و آمریکا هم جدا از سازمان ملل، تحریم هائی یک جانبه، قبل و بعداز آخرین قطعنامه اعمال کرده اند. اخیرا هم اروپا، جدای از آمریکا، شاید به دلیل نزدیکی انتخابات آن کشور و به سردی گرائیدن رابطه با اسرائیل، مستقلا دست به اتخاذ تصمیم برای تحریم های جدیدی زد. در 15 اکتبر، با فراخواندن سفیر اسرائیل در استکهلم وابراز نارضایتی از تصمیم مجلس اروپا، دولت سوئد نشان داد که پشت این تحریم ها اسرائیل می باشد. از سوی دیگر، سنگینی و ابعاد تخریبی تصمیم به تحریم هائی که خارج از سازمان ملل گرفته شده اند نشان می دهد که محرک اصلی این تصمیمات درحدی بالاتر و خارج از سازمان ملل، و به تبع آن، به دلیل هدف اعلام شده برای این تحریم ها یعنی رها کردن غنی سازی، دولت اسرائیل می باشد. اما این کشور کوچک که از بدو تاسیس خود با بی اعتنائی به قطعنامه های سازمان ملل، جهان را به سخره گرفته چگونه می تواند کشورهای صنعتی بزرگ را بسیج نماید، موضوعی است که باید جداگانه مورد بررسی قرارداد.

حال ببینیم آیا هدف واقعی همان می باشد که بر اساس آن، تحریم ها از سوی شورای امنیت و کشورهای تحریم کننده اعمال شده اند، یعنی قطع غنی سازی اورانیوم؟ و در پی قطع غنی سازی، تمامی تحریم ها برداشته خواهندشد؟

به دلایل زیادی گمان نمی رود چنین اتفاقی بیفتد وهدف اصلی فرا تراز غنی سازی می باشد:

ابتدا باید به این نکته توجه داشت که ابعاد تحریم های خودسر(خارج از سازمان ملل) منحصر به مفاد ماده 39 منشور سازمان ملل نمی گردند(2) و نه تنها از آن فرا تر می روند که گاه، در جهت مخالف آن هم حرکت می کنند وخود تحریم ها را شامل این ماده می گردانند(تهدید علیه صلح) واغلب، منافع اقتصادی خود را دنبال می کنند. برای مثال، می دانیم در دوران نهضت ملی کردن صنعت نفت که حکومت دکتر مصدق موفق به ملی کردن صنعت نفت شد، شبیه همین تحریم هاهم از سوی غرب، این بار آشکارا در مقابله با دمکراسی و به هدف سرنگونی حکومت ملی و حفظ منافع غیر قانونی انگلیس و آمریکا در ایران ومنطقه اعمال شدند. بر عکس آن، می دانیم در طول دولت استبدادی پهلوی به دلیل تمکین از خواسته ها وحراست از منافع ناحق و غیر قانونی غرب در منطقه هیچگونه تحریمی برضد ایران اعمال نشد.

به علاوه، مگر ایران امکان استفاده از بمب اتم (احتمالی)، در صورت در اختیار داشتن آن، را دارد؟ ومگر برای "حذف اسرائیل ازروی نقشه " به بمب اتم احتیاج است؟ پاشنه آشیل اسرائیل، باوجود دردست داشتن تعدادی کلاهک اتمی، جمعیت کم، نیروی زمینی مختصر، وموقعیت جغرافیائی خودش می باشد که در محاصره کشورهای عربی قراردارد. هم غرب و هم اسرائیل خوب می دانند که در صورت زده شدن یک جرقه، آن منطقه به آتش کشیده می شود واولین قربانی آن خود اسرائیل خواهد بود، نه از آسمان و دریا، که از زمین. دلیل اصلی ساختن دیوار بتونی در حقیقت ایجاد موانع ایذائی در صورت چنین حادثه ای می باشد. جنگ 33 روزه در سال 2006 با لبنان که به بیرون راندن سربازان اسرائیلی از آن کشور انجامید، نمونه زنده ای برای اثبات این امر می باشد. و مگر شمار زیاد کلاهک های اتمی که اسرائیل در اختیار دارد توانسته اند برای این کشور امنیت و صلح به ارمغان آورند، یا این کشورتوانسته است به وسیله آن ها به قول خودش "تروریست" ها را به زانو در آورد که ایران بتواند با یکی یا دو بمب به مقاصدش برسد؟ بنابراین، مجهز شدن ایران به بمب اتمی بهانه ای بیش برای اسرائیل نیست تا بتواند منطقه را در بحران مجازی نگه دارد و در پناه آن راه مفری برای خود بیابد. بدیهی است همین نیاز به بحران را ریم ایران نیز دارد وگرنه، بحران اتمی بوجود نیز نمی آمد.

به هرحال اسرائیل از روز تاسیس، به صورتی خزنده از چند جبهه در منطقه به تشنج آفرینی مشغول است. قطعا آخرین قطعنامه بر ضد ایران پایان کار نخواهد بود.

اگر در مفاد قطعنامه 1929 دقت کنیم، از سوئی راه گفتگوها را باز گذاشته است و از سوی دیگربا اعمال تحریم های انواع سلاح جنگی، از پیش راه را برای کشاندن شورای امنیت به تصویب یک قطعنامه دیگر با استفاده از ماده 42 منشور(4)، باز نگه داشته تا اسرائیل بتواند به مقاصد شوم خود، یعنی هموار کردن راه برای دخالت نظامی با کمک و استفاده از بزرگ ترین ضعف ایران یعنی نظام استبدادیش برسد. حتی اگر قطعنامه احتمالی با وتوی چین یا روسیه به تصویب نرسد، راه نیمه قانونی ای برای آماده کردن افکارعمومی جهت تجاوزگری باز خواهد شد تا بتوانند منطقه ای را که می رود از سلطه شان خارج گردد، به بحرانی طویل المدت گرفتار سازند.

به نظر می رسد مردم ایران می باید بر ریم فشار آورند تا به اقتضای عقل سلیم، با قطع موقت غنی سازی، بحران را به درون حاکمیت اسرائیل انتقال دهد. حکومت های اروپا ئی و آمریکا را در افکار عمومی شان دربرابر یک انتخاب تاریخی قرار دهد و آتش جنگ طلبی را اقلا برای مدتی خاموش نگه دارد. تا بتواند با استفاده از راه های قانونی به صورت علنی و فعالانه همراه با افکار عمومی جهان در خلع سلاح هسته ای اسرائیل کوشش نماید.

http://bayaneroshan.blogfa.com/post-47.aspx

 

 

1- بند 1 منشور سازمان ملل متحد

1"- حفظ صلح و امنيت بين‌المللي و بدين منظور به عمل آوردن اقدامات دسته جمعي موثر براي جلوگيري و برطرف كردن تهديدات عليه صلح و متوقف ساختن هرگونه عمل تجاوز يا ساير كارهاي ناقض صلح و فراهم آوردن موجبات تعديل و حل و فصل اختلافات بين‌المللي يا وضعيت‌هايي كه ممكن است منجر به نقض صلح گردد با شيوه‌هاي مسالمت‌ آميز و برطبق اصول عدالت و حقوق بين‌الملل."

شاهد هستیم که همین بند به دلیل استفاده دائم آن توسط آمریکا، منطقه خاورمیانه را از بدو تاسیس این سازمان در تشنج و جنگ و تجاوز نگه داشته است و باوجود قطع نامه های فراوان، اسرائیل همچنان به تجاوز خود ادامه می دهد.

2- ماده 39- شوراي امنيت وجود هرگونه تهديد عليه صلح نقض صلح يا عمل تجاوز را احراز و توصيه‌هايي خواهد نمود يا تصميم خواهد گرفت كه براي حفظ يا اعاده صلح و امنيت بين‌المللي به چه اقداماتي برطبق مواد 41 و 42 بايد مبادرت شود.

3-

http://www.irnc.org/NonViolence/Lexique/4.Strategie/Items/30.htm

4- ماده 42- در صورتيكه شوراي امنيت تشخيص دهد كه اقدامات پيش‌بيني شده در ماده 41 كافي نخواهد بود يا ثابت شده باشد كه كافي نيست مي‌تواند به وسيله نيروهاي هوايي دريايي يا زميني به اقدامي كه براي حفظ يا اعاده صلح و امنيت بين‌المللي ضروري است مبادرت كند. اين اقدام ممكن است مشتمل بر تظاهرات و محاصره و ساير عمليات نيروهاي هوايي دريايي يا زميني اعضاي ملل متحد باشد.