نصرالله نجات بخش :

کالبد شناسی جناحها در انتخابات نهمین دوره مجلس رژیم-۲

 

انتخابات در جمهوری اسلامی فریب نیست ؟

ادامه بحث انتخابات و کالبد شناسی جناحهای در رژیم جمهوری اسلامی را با یقین به این مسئله پی میگیریم که میدانیم برگزاری انتخابات مجلس نهم تدارکی است از سوی خامنه ای برای اخراج و دفع همیشه مخالفان سیاسی خود از صحنه سیاسی. این تدارک خود نشانی است از وحشت او از جنبش و اعتراضات گسترده مردم که این اعتراضات بسیار جدی در راه و سرنوشت سازاست. خامنه ای با ترهات جدید خود این بار فاتحه برگزاری انتخابات در ایران را خواند (حتی اگر در گدشته هم بصورت اسمی برگزار میشد).

چشم بستن بر عدم مشارکت مردم و آثار تحریمهای انتخابات در رویاروئی مردم با نظام حاکم و سرکوب خیزشهای سیاسی شهروندان معترض در برابر جمهوری اسلامی ‏و به خانه راندن آنها برای دوره‏ا‏ی طولانی نتوانست ادامه پیدا کند. درس تجربه به ما نشان داد که رژیم در طی بیست و دو سال گذشته به طور تقریبی هر یک سال ( یا هر ۱۳ ماه) یک بار، بقول خودشان انتخاباتی سراسری در ایران برگزار و از سر گذرانده‏اند، این فاصله ها اما طی دو سال اخیر تفاوت پیدا کرد و از فاصله ‏ا‏نتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۱۳۸۸ تا انتخابات مجلس شورای اسلامی ‏در اسفند ۱۳۹۰، رژیم جمهوری اسلامی ‏از برگزاری انتخابات دیگری همچون انتخابات شوراهای شهر و روستا که در تقویم انتخابات می بایست در زمستان ۱۳۸۹ برگزار شده باشد طفره رفته است و از ترس از تحریم فعال و عصیان گسترده مردم، آن انتخابات را به تعویق انداخته است. ۱و عملا بر خلاف روند برگزاری انتخابات در بیست و دو سال گذشته، فاصله بین دو انتخابات سراسری نزدیک به سه سال (دقیقا ۳۳ ماه) فاصله خواهد بود.

سردمداران استبداد مذهبی‏در شرایطی که هنوز ا‏ز شوک انتخابات ۱۳۸۸ و برانگیخته شدن مردم رهایی نیافته از تداوم حضور خیابانی جنبش سراسری مردم می‏هراسند، آنها سعی دارند در پناه فضای بازِ ناخواسته‏ا‏ی که رقابت‏های انتخاباتی به وجود می‏آورد، بتوانند حتی در صورت تحریم انتخابات، از انتخابات وسیله‏ا‏ی برای گسترش و تحکیم پایگاه ‏ا‏جتماعی خود بسازند، غافل از اینکه جمهوری اسلامی ‏با یک انتخابات دیگر، ناخواسته در آتش جنبش اعتراضی دمیده است و به شعله های آن تا انتخابات مجلس شورای اسلامی ‏در اسفند۱۳۹۰ تداوم خواهد بخشید.

اما وحشت خامنه ای برای از دست دادن کیان سلطنت مطلقه و رویای حکومتی اش بقدری جدی است که این بار درون را از پرده بیرون ریخت و از آنجا که او هیچ خدائی را بنده نیست، به عیان اعتراف کرد که انتخابات را دیگر بر نمیتابد، او در کرمانشاه در تاریخ ۲۶ مهر با اشاره به ماجرای حذف پست نخست وزیری در زمان آقای خمینی، گفت اگر احساس شود که به جای انتخاب رئیس جمهور با رای مستقیم مردم، انتخاب مسئولان قوه مجریه به وسیله مجلس بهتر است، هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی وجود ندارد. او گفت:

"در شرایط فعلی نظام سیاسی کشور، ریاستی است و رئیس‌جمهور با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می‌شود که شیوه خوب و مؤثری است اما اگر احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است ساز و کار فعلی تغییر خواهد کرد"

وقتی در آخرین روز های شهریور امسال خبری در راهروهای مجلس مافیا دهان به دهان چرخید، حاکی از تلاش برخی نمایندگان برای ارائه طرحی با هدف حذف پست ریاست جمهوری از قانون اساسی ایران، کسی چندان این خبر را جدی نگرفت. اما تنها ۲۵ روز بعد مستقیما شخص رهبر در سفرش به کرمانشاه با احتیاط سخنانی می گوید که در حقیقت شکل دیگری از همان نظرات بی پرده ای است که ابتدا از طریق راهروهای مجلس منتشر شده بود. آیا این سخن بالاترین مقام جمهوری اسلامی که قبلا مجلسی ها آن را فاش کرده بودند، تنها یک اظهار نظر ساده، برای یک احتمالی دور دست است ! ؟ یا بر عکس خبر از تصویر و پروژه ای بزرگ تر، مهم تر و قریب الوقوعی را گواهی می دهد؟

در انتخابات سال ۱۳۷۶ که آقای ناطق نوری نامزد ریاست جمهوری بود، صحبت این بود که اعلان حکومت اسلامی بکنند. یعنی ریاست جمهوری را بردارند و بگویند که یک ولی امر وجود دارد، کافی است و همه باید تابع او باشند. در آن زمان، " شکست سخت آقای ناطق نوری این طرح را متوقف کرد و آنرا بلا اجرا گذاشت. اما حالا آقای خامنه ای می گوید در آینده های دور، نمی گوید بلافاصله، معلوم است که این یک زمینه سازی است، روشن و واضح می گوید که وقتی ایشان ولی امر است، قوه مجریه و بقیه قوا باید تابع این آقا باشند ". ۲

هنوز جوهرش خشک نشده بود که موضعگیری ها در بالاترین سطح شروع شد، دو نمونه را میآوریم و بقیه را به بعد واگزار میکنیم: رفسنجانی در مقابل خامنه ای به عکس العمل افتاد و برای حفظ جایگاه خودش به دست و پا افتاد. اکبر هاشمی رفسنجانی که با این موضعگیری خامنه ای احساس خطر بیشتری در تضعیف موقعیت خودش کرده, در پاسخ به پرسشی در دیدار با جمعی از روزنامه‌نگاران در خصوص پارلمانی شدن ساختار سیاسی کشور در تاریخ دوشنبه ۲ آبان ۱۳۹۰، با اشاره به اینکه طبق قانون اساسی، جمهوریت و اسلامیت دو رکن غیرقابل تغییر نظام جمهوری اسلامی هستند، گفت: البته رهبری این موضوع را به آینده دور که ممکن است قابل بررسی باشد، محول کردند، چون تحقق محتمل این کار مستلزم تغییر در قانون اساسی آن هم با سازوکار خود و تغییر در جمهوریت نظام است، در غیر این صورت تضعیف بخش جمهوریت نظام خلاف قانون اساسی است و قدرت انتخاب مردم محدود و محصور می‌گردد که قطعاً این مهم مدنظر رهبری نبوده است.

همچنین احمدی نژاد موضعگیری سختی را در مقابل خامنه ای شروع و هنوز چند روز از صحبتهای خامنه ای برای حذف هرگونه رقیب در صحنه سیاسی و انحصار مطلقه قدرت در دست خود نگذشت که احمدی نژاد در مقابل او قد علم کرد، احمدی نژاد روز سه شنبه ۳ آبان در سخنرانی خود در بیرجند پاسخ خامنه ای را به شفافترین شکل داد. او در انتهای سخنرانی خودش گفت: بابا با من مشکلی دارید، با ملت چه مشکلی دارید, با جوانان چکار دارید؟ به ما هرچه میخواهید بگید. ما که جوابتون را نمیدیم. ..... ولی تو را به جدتون ( ؟ ) جلوی ساختن کشور، جلوی کارهای مثبت، جلوی پیشرفت کشور وای نایستید. اما این توصیه را بهتان میکنم، این ملت بیدارند. به خدا اگر وقتش برسد با یک اشاره این ملت، هر کس که بخواهد جلوی پیشرفت ملت بایستد، ملت ظرف دو ثانیه آنها را از پیش پای خودش بر خواهد داشت... "

این رفتار استبداد ولایت مطلقه خامنه ای البته مانند رفتار همه دیکتاتور ها به مفهوم آن است که تا به آخر میروند و راهی جز قیام مردم در برابر خود باقی نخواهند گذاشت، بر مردم است که برای گرفتن حق حاکمیت خود قیام کنند و حق حاکمیت خود را بگیرند وگر نه، استبداد بر سرش همان را خواهد آورد که در ایران ولایت مطلقه بر سرمان آورده و ما خود شاهد آنیم.

حق حاکمیت حق هر انسان و حق هر جامعه ای است، انتخابات حق نیست بلکه یک وسیله است و نه خود حق، یکی از وسیله های رسیدن به حق حاکمیت است، حق، همانا حق حاکمیت است که غصب شده و باید بپا خاست، ایستاد و این حق را باز ستاند. باید بجای بحث و چا نه زنی بر سر چند و چون انتخابات، در برابر خدعه و نیرنگهای رنگارنگ روزانه ولایت قیام کرد و اصل حقوق از دست رفته را که آزادی است خواستار شد.

در این بخش به ادامه دسته بندیهای جناح های فعلا موجود مربوط به انتخابات می پردازیم، به بررسی تشکلهای تازه تاسیس و رو به ازدیاد در این روزها در رژیم جمهوری اسلامی که مصرفی جز در تبلیغات انتخاباتی ندارد میرویم و سپس به سراغ احزاب و گروههای قبلا موجود، معروف به اصلاح طلب که همواره برخی از آنها یک پا در درون و یک پا در بیرون حاکمیت داشته و جز ماندگاری استبداد مذهبی، هدفی در سر نمیپرورانند خواهیم پرداخت. ابتدا ثبت نام از داوطلبین:

ثبت نام از دواطلبین در انتخابات

به گزارش ایلنا مصطفی نجار وزیر کشور با اشاره به اینکه انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی در سلامتی کامل برگزار خواهد شد، گفت: برای برگزار کردن انتخاباتی سالم و درخور شان نظام جمهوری اسلامی، جلسات متعددی با مدیران و مسئولان ذیربط در این مدت داشته‌ایم. نجار افزود: مرحله ثبت نام از دواطلبین نمایندگی مجلس شورای اسلامی از ۹ دیماه سال جاری آغاز خواهد شد که برای این مهم هماهنگی های لازم با دستگاه‌های ذیربط کشور انجام شده است. ستاد انتخابات کشور در اطلاعیه دیگری درباره داوطلبان حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی نوشته است:

"به آگاهی هم میهنان عزیز می رساند با توکل به خداوند متعال و عنایات حضرت ولی عصر (عج) انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در سراسر کشور با موافقت شورای محترم نگهبان در تاریخ ۱۲/۱۲/ ۱۳۹۰ برگزار می شود و زمان ثبت نام از داوطلبان نمایندگی از تاریخ ۳ /۱۰/ ۱۳۹۰ به مدت یک هفته تعیین گردیده است".

و - جریان انحراف ( یا اسم رمز جریان احمدی نژاد)

همانگونه که قبلا اشاره کردیم از طرف اصولگرایان احمدی نژاد و نفرات وابسته به او جریان انحرافی نامیده می شوند که تا کنون بطور رسمی ستاد و یا گروهی را برای انتخابات معرفی نکرده اند. بر اساس اخبار و گزارشات گفته می شود که اساس فعالیت های نفرات وابسته به احمدی نژاد در شهرستان ها و دور از مرکز و بطور چراغ خاموش حرکت می کنند و بقول جوان آنلاین (در تاریخ ۴ شهریور) :" این جریان با تاکید بر اینکه سفرهای استانی به دلیل ارتباط مستقیم با مردم بستر مناسبی برای تبلیغات انتخاباتی می باشد، در این سفرهای استانی، عمق فعالیت ها به سوی شهرستان ها و مناطق دور از مرکز متمرکز و دیدار با معتمدان محلی و تامین اعتبارات محلی و تحرک در مناطقی است که مردم از فرمانداران رضایت دارند و میگویند باید شدت یافته و در مناطقی که از چنین ظرفیتی برخوردار نیستند باید از چهره های مورد توجه برای ترمیم این مساله و نیز مسکن های اعطایی فوری به مردم این مناطق بهره جست و با استفاده از رانت‌های دولتی و سازماندهی نیروهای خود در نقاط مختلف کشور در صدد بود تا کرسی هایی از مجلس در اختیارش قرار گیرد".

زیبا کلام در خبر آنلاین میگوید: در شهرستان‌ها و مناطق دوردست وضعیت انتخابات قدری فرق می‌کند. در این حوزه‌ها رقابت‌های محلی و قبیله گی بیشتر تاثیرگذار است تا فضای کلی کشور، بنابراین احتمالاً در این حوزه‌ها مشارکت ۶۰ تا ۸۰ درصدی خواهد بود ولی در شهرستان‌ها و مراکز بزرگ فکر نمی‌کنم ۱۰ تا ۲۰ درصد بیشتر در انتخابات شرکت کنند. در روزهای آتی باید منتظر زائیدن موش احمدی نژاد از کوه جریان فریب باشیم.

ز - تشکیل جبهه اصول گرایان مستقل

به گزارش رجا نیوز، (در ۵ مهر ۱۳۹۰ ) در ۴ مهر۱۳۹۰، تعدادی از نمایندگان مجلس، در محل مجلس، در میدان بهارستان، به دعوت علی لارجانی جمع شده اند تا تشکل نانوشته جدیدی با محوریت لاریجانی و محمدرضا باهنر به نام اصولگرایان مستقل را تاسیس کنند. سایتها نوشته اند در این دعوت ۱۵۰ نماینده شرکت کرده اند. رجاء نیوز تشکیل این جبهه را اخلال در روند اتحاد اصول گرایان دانسته است، همچنین در ۵ مهر، حسین فدایی، دبیر کل جمعیت ایثار گران، در بحث درباره تجربیات انتخابات گذشته و ادعای رجانیوز که همکاری با بخشی از اصولگرایان را تکرار اشتباهات گذشته میداند، مروری بر انتخابات گذشته می‌کند، و یاد آوری می‌کند که یکی از عوامل تفرقه اصولگرایان و‌گاه شکست‌های آنان به دلیل رفتار جریان رایحه خوش خدمت بوده است که امروز با عنوان جبهه پایداری فعالیت می‌کند.هنوز این جبهه شکل نگرفته که به چالشهائی سر باز کرد، و ذوب شدگان ولایت را به جان یکدیگر انداخته است، در ۱۰ مهر ۱۳۹۰، به گزارش ایلنا، سید رضا تقوی عضو کمیته ۷ نفری اصول گرایان گفته است: جبهه پایداری به ما گفتند برای کاری فرا‌تر از انتخابات به عرصه آمده‌ایم. این جبهه گفته است که برای انتخابات لیست نمی‌دهد اما در حال حاضر روند کار غیر از این است و کاری که در استان‌ها پیش می‌رود و تشکل‌هایی که شکل می‌گیرد (منظورش همان جریان انحراف است) نشان دهنده چیز دیگری است. تقوی همچنین گفته است: اعضای جبهه پایداری طی دو نامه مطالبی را برای ما (جبهه متحد اصول گرایان) بیان کردند. در این نامه اشاره شده بود که ما‌‌ همان اصولگرایانی هستیم که احمدی‌نژاد را به رئیس جمهوری رساندیم. بنابراین ما تعدادمان بیشتر است پس باید در بخش ۸ نفره ۳ نفر و در بخش ۷ نفره نیز یک نماینده داشته باشیم و اگر این مسئله اتفاق می‌افتاد تصمیمی که ما برای گروه گرفته بودیم به هم می‌خورد. یکی دیگر از‌ اشکالاتی که جبهه پایداری به ما دارد این است که لاریجانی و قالیباف در حوادث پس از انتخابات سکوت کرده‌اند و عملکرد مطلوبی نداشتند، نباید در این تشکل نماینده فردی داشته باشند. جبهه پایداری خواستار عدم حضور باهنر در کمیته ۸+۷ نیز شده است. ما به آن‌ها گفتیم که این مرز بندی‌هایی که در تفکر شما وجود دارد در اینجا وجود ندارد. ما خواست آن‌ها را قبول نکردیم وآن‌ها از آیت‌الله مهدوی کنی درخواست وقت کردند و ملاقاتشان ۲ ساعت و نیم طول کشید، مطالب خوبی بیان شد و پاسخ‌های خوبی نیز داده شد. ‌برای جلسه بعد و برای حفظ وحدت خودمان آن‌ها را دعوت کردیم و به آن‌ها گفتیم که برای حفظ وحدت دعوت را بپذیرید، مغرور نشوید و به این فکر نکنید که اگر لیست جدید بدهید به پیروزی می‌رسید ما وقتی پیروزیم که یکی باشیم اما پیغام دادند که ما بر‌‌ همان شروط اعلام شده پایبندیم.

ک - اصلاح طلبان

اگر فهرست گروهها و تشکلهای زیر را جبهه اصلاح طلبان و مجموعه ای از احزاب و گروههایی اصلی اصلاح طلب بدانیم که در چهار چوب نظام حاکم جمهوری اسلامی ایران دارای پروانه رسمی حزبی بوده و فعالیت سیاسی دارند و در اصل خواستار تغییر ساختار نظام ولایت فقیه نیستند، به سختی میتوان تصور کرد که توافقات هماهنگ جبهوی بین آنها وجود داشته باشند و بتواند جبهه واحدی تشکیل بدهند زیرا برخی از آنها از گردونه سیاسی خارج و اسقاط شده اند و آنچه مانده نیز با یکدیگر سر سازش ندارند ولی اصولگرایان غالب از این مجموعه جبهه بیمناک ساخته و آنها را اصحاب فتنه قلمداد میکند که گوئی تهدیدی برایشان به حساب میآیند، فهرست برخی از این تشکلها بدین شرح است:

         حزب کارگزاران سازندگی،

حزب کارگزاران سازندگی که توسط ۱۶ نفر از اعضای کابینه اکبر هاشمی رفسنجانی، در اسفند ۱۳۷۴ آغاز به کار کرد و نخستین حزب سیاسی در درون دولت وقت بود.

         حزب مشارکت،

حزبی که محمد رضا خاتمی برادر رئیس جمهور اصلاح طلب، دبیر کلی آن را به عهده داشت و توانست کرسی های اولین شورای شهر تهران و پس از آن ششمین دوره مجلس شورای اسلامی را از آن خود کند.

         حزب اعتماد ملی،

حزب اعتماد ملی توسط مهدی کروبی پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ وپس از کناره گیری از دبیری مجمع روحانیون مبارز تأسیس شد، این حزب از پس از تأسیس، ضمن انتقاد از عملکرد خود، خود را اصلاح‌طلب می‌داند و مدعی است که محمد خاتمی به افراط گرایان اجازه داد تا اصلاحات را تخریب کند.

         مجمع روحانیون مبارز،

مجمع روحانیون مبارز، از تشکل‌های اصلاح‌طلب و چپ‌گرای مذهبی به شمار می‌رود. این تشکل با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز و با موافقت روح الله خمینی در سال ۱۳۶۶ تشکیل شد، رهبری آن را از ابتدا تا سال ۱۳۸۴ مهدی کروبی بر عهده داشت. هم ‌اکنون محمد خاتمی رئیس شورای مرکزی این تشکل است و محمد موسوی خوئینی‌ها دبیرکلی آن را بر عهده دارد.

         حزب اسلامی کار،

حزب اسلامی کار یک حزبی اصلاح طلب است که بعد از انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ از درون خانه کارگر به دبیرکلی ابوالقاسم سرحدی‌زاده به وجود آمد و در تاریخ ۵//۱۱/۱۳۷۷ از وزارت کشور اجازه فعالیت یافت و در تاریخ ۲۹/۱۱/۱۳۷۷ بطور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد. حزب اسلامی کار از احزاب مهم و تاثیرگزار در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است.

         مجمع اسلامی بانوان،

مجمع اسلامی بانوان پس از کسب مجوز از وزارت کشور در ۶ دی ۱۳۷۷ اعلام موجودیت کرد. دبیر کلی این حزب از ابتدا تا کنون بر عهده فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی بوده‌است. این تشکل پس از جدایی مهدی کروبی از مجمع روحانیون مبارز و ائتلاف دوم خرداد با تشکیل حزب اعتماد ملی، از احزاب اقماری حامی اعتماد ملی به شمار می‌رود.

         حزب مردم‌ سالاری،

حزب مردم‌سالاری یک گروه سیاسی اصلاح‌طلب است که با انشعاب از حزب همبستگی اسلامی بوجود آمد که توسط مصطفی کواکبیان اداره می‌شود .

         حزب اعتدال و توسعه،

حزب اعتدال و توسعه، در عصر موسوم به اصلاحات تاسیس شد. تاکنون، آقایان محمدخان، وزیر اقتصاد دوران سازندگی و محمد باقر نوبخت حقیقی، نماینده پیشین مردم رشت در مجلس، دبیرکلی این حزب را برعهده داشته‌اند.

         حزب اسلامی رفاه کارگران،

حزب اسلامی رفاه کارگران از احزاب کارگری هوادار نظام است. این حزب توسط حسن فرجی گلهین، حسین سرافراز و عباس الهیار تأسیس شد .

         دیگر گروه های سیاسی دهه شصت هستند که یا حضور سیاسی و توانائی چندانی در این دهه نداشتند یا در همان سالهای اولیه شکل گیری نظام جمهوری اسلامی به دلایل مختلف از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شدند که از جمله مهمترین آنها حزب جمهوری اسلامی بود که از سوی آقای خمینی منحل اعلام گردید و یا نهضت آزادی ایران که با پایان عمر دولت موقت، فعالیت این کم شد و تا به امروز که سه دهه از عمر جمهوری اسلامی میگذرد ادامه فعالیت آن همچنان محل منازعه قرار دارد.

         و احزابی که در خط وخطوط دیگری هستند و بعدا به آنها خواهیم پرداخت.

اصولگرایان غالب، پیش از موعد در حال ایجاد راه بندان بر سر راه رفقای سابق خود در تبلیغات انتخاباتی بر آمده از هر سو مشغول برنامه ریزی برای منصرف کردن رقبای اصلاح طلب خود در انتخابات می باشند. اگر به اخبار منتشره نگاه کنیم ایجاد این راه بندانها را خواهیم دید :

در ۱۰ مهر ۱۳۹۰، ایلنا گزارش کرد : محمد رضا باهنر، معاون رئیس مجلس، هشدار داده که یک جبهه انحرافی از درون اصولگرایان در حال شکل گیری است و خطر این جبهه کمتراز خطر جبهه فتنه نیست، زیرا افراد این جبهه خود را اصولگرا‌تر از دیگران می‌دانند. وی با اشاره به اولین ویژگی انتخابات آینده گفت: فتنه گران دست از فتنه بر نداشته‌اند و در کسوت‌های متنوع و گوناگون می‌خواهند انتخابات را بی‌اثر کنند یا خود را در نتیجه انتخابات آینده موثر جلوه بدهند. البته فتنه گران و اصلاح طلبان حرف‌های متفاوتی می‌زنند. برخی می‌گویند تحریم می‌کنیم برخی می‌گویند ما شرکت می‌کنیم و عده‌ای هم به دنبال پیدا کردن مهره‌های سفیدی هستند که آن‌ها را به جلو بفرستند و اگر توفیقی داشتند بعد از نتیجه انتخابات دست خود را رو کنند و فراکسیون مورد نظر خود را در مجلس شکل بدهند.

در ۲۷ مهر ۱۳۹۰، خبر آنلاین به نقل از خباز گزارش کرد: وضعیت پیش روی اصلاح طلبان در انتخابات با اظهار نظر صریح محمد رضا خاتمی که اعلام کرد اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نمی کنند، وارد فازی جدید شد. خباز گفت : آقای محمد رضا خاتمی اخیرا اعلام کردند که اصلاح طلبان تصمیمی برای حضور در انتخابات ندارند، این سخن یک اظهار نظر شخصی بود ، قرار است اصلاح طلبان چندی بعد رسما اعلام کنند؟

خبرهایی مبنی بر شرکت حزب کارگزاران و بطور مشخص حضور رفسنجانی در این انتخابات مطرح شده و عناصرموتلفه بطور مشخص این خبرها را تایید کرده و گفتند رفسنجانی احتمالاً‌ از طریق حزب اعتدال و توسعه که تا کنون فعالیتی خارج از چارچوب نظام نداشته است در انتخابات حضور خواهد یافت. لازم به ذکر است که در صورت ورود رفسنجانی به انتخابات, گفته میشود مورد حمایت جناح راست سنتی اصولگریان (موتلفه و لاریجانی) خواهد بود و این معضل جدی برای خامنه ای خواهد بود .

اما رفسنجانی در یک موضع گیری جدید زخم قبلی، یعنی تقلب بزرگ در انتخابات ۱۳۸۸ را بار دیگر نمک پاشید و به حمایت از اصلاح طلبان و دلجوئی از سران فتنه بر آمد. سایت انتخابات در ۵ آبان ۱۳۹۰ گزارش داد: رفسنجانی به دنبال احیای طرح خطرناک سال ۸۸ است ؟ " در سخنرانی بی پرده آقای هاشمی و "تردید افکنی" او در باره انتخابات مجلس نهم در دیدار شورای مرکزی حزب اصلاح طلب مردم سالاری ایراد شد. او در این دیدار با اشاره به اینکه مردم چیزی جز این نمی‌خواهند که در سرنوشت و آینده خود تأثیرگذار باشند، گفت : مردم می‌خواهند رأیشان تأثیرگذار باشد و تزئینی نباشد."

چالشها به دانشگاه کشیده شده و در حالی که با تثبیت موقعیت اصلاح طلبان در مخالفت با برگزاری انتخابات غیر آزاد، دعوا بین جناح‌های مختلف جریان حاکم بر سر کسب قدرت بیشتر بالا گرفته است، پیدا کردن جای پایی در دانشگاه برای دو جناح اصلی قدرت به یکی از چالش‌های اصلی انتخاباتی بدل شده استبه گزارش خبرنگار کلمه، کشیده شدن منازعه قدرت به دانشگاهها باعث شده که فضای علمی و دانشگاهی هم به محلی برای دعوا بر سر نفوذ و کنترل و سیاستگذاری، کسب پایگاه انتخاباتی و در نهایت میدان جنگ قدرت جناح‌های اقتدارگرای حاکم تبدیل شود

علیرغم شعار های وحدت و تظاهر به گرم نگه داشتن بازار انتخاباتی و رقابتهای حزبی و علیرغم جبهه بندی و جبهه سازی های بدون وقفه خامنه ای، اما داستان از بالا خراب و خلاصه از سر گندیده است و این هنوز سر شب است باش صبح جنگ اصلی طلوع کند، باز باید منتظر روزهای آتی بود تا باز هم جبهه های دیگری تشکیل شود و جبهه هایی مرتبط با هاشمی رفسنجانی، لاریجانی، مهدوی کنی جبهه های مرتبط با خط محمود احمدی نژاد از زیر خاکستر آتش های به پا شده از سوی خامنه ای بیرون بریزد و ...

ادامه دارد