مجید محمدی محقق:

چه می توانستیم بکنیم- 2

 

چکیده:

در بخش نخستین وضعیت برق و انرژی در ایران در حال حاضر را بررسی کردیم. در این بررسی معلوم شد که برای تهیه ۱۹۳ تراوات ساعت برق مورد نیاز مصرف کننده بیش از ۴۱۸ تراوات ساعت انرژی به هدر می‌رود. در نزد مصرف کننده نیز این اتلاف ادامه دارد. این اتلاف یا بصورت استفاده از وسایلی است که اتلاف برق در آن بسیار بالا است که این با استانداردهای جدید صرفه جویی در برق خوانایی ندارد. یا مصرف برق در جاهایی است که هیچ لزومی به استفاده از آن نیست. برای مثال برای گرم کردن و سرد کردن خانه‌ها و کارخانه ها لزومی ندارد که از برق به این ترتیب استفاده شود. و در مجموع معلوم شد که مصرف سرانه انرژی و برق در ایران بسیار بالا است و از آن بدتر این است که این استفاده از انرژی نه در جهت تولید بکار گرفته می‌شود.

اما در این بخش سعی دارم توضیح بدهم که اگر به جای نیروگاه اتمی سرمایه را صرف عوض کردن سبد انرژی ایران و بالا بردن کارایی آن می‌کردیم چه نتیجه‌ای حاصل می‌شد. در این مطالعه مقایسه از سال ۱۳۸۱ صورت گرفته است و این به این بابت است که آمار قدیمی تر از سال ۱۳۸۱ را نتوانستم پیدا کنم وگرنه معضل نیروگاه اتمی لااقل ۱۵ سال است که گریبانگیر مردم ایران شده است.

با هزینه ۲۰ میلیارد دلار که فرض خرج نیروگاه اتمی شده است،i می توانستیم با ساختن توربینهای بادی سبد تولید برق با انرژی تجدید پذیر را از تقریباً ۱۳ تراوات ساعت به ۴۶ تراوات ساعت برسانیم. که به نوبه خود نیروگاههای گازی را که با کارایی ۳۱ درصد کار می‌کند، از رده خارج می‌کردیم و به این ترتیب به میزان ۶۷ میلیون بشکه نفت به ارزش تقریبی ۷ میلیارد دلار در سال صرفه جویی می کردیم. و به این ترتیب نیز از گاز گلخانه ای به میزان ۲۳ میلیون تن بکاهیم.

و یا می توانستیم که نیروگاههای فرسوده با کارایی پایین را با نیروگاه سیکل ترکیبی جایگزین کنیم و به این ترتیب ۱۴۱ تراوات ساعت سوخت معادل ۸۹ میلیون بشکه نفت به ارزش ۹ میلیارد دلار در سال صرفه جویی کنیم. در ضمن ۲۹ میلیون تن از گاز گلخانه ای بکاهیم.

بجای نیروگاه اتمی

هر چند شروع تکمیل نیروگاه اتمی بیش از ۱۵ سال پیش آغاز شد، اما به دلیل در دسترس نبودن آمار مبنای محاسبه را سال ۱۳۸۱ گذاشتم. به این ترتیب بگذارید عقربه ساعت را ده سال به عقب برگردانیم و ببینیم در سال ۱۳۸۱ در چه وضعیتی بسر می بردیم. در این سال کل برق ناویژه تولید شده بالغ بر ۱۳۸ تراوات ساعت می بوده است، که این میزان سوختی برای نیروگاهها حرارتی معادل ۳۵۳ تراوات ساعت طلب می‌کرده است.

معدل کارایی نیروگاهها ۳۷ درصد بوده و این کارایی در سال ۹۰ حداکثر به ۳۸ درصد رسیده است. طول عمر متوسط نیروگاههای گازی ۱۵ سال و نیروگاههای بخاری ۳۵ سال می‌باشد. از اینرو ساخت نیروگاه بخاری رشد چندانی نداشته است و در عوض نیروگاه گازی رشد چشمگیری داشته است (نمودار ۷). به ین ترتیب در طی ده سال سیاست انرژی رژیم کنونی توانسته است کارایی نیروگاهها را فقط حدود یک درصد اضافه کند. به غیر از نیروگاه برقابی سایر نیروگاههای تجدید پذیر بسیار ناچیز هستند و هنوز که هنوز است قابل ذکر نیستند و در حقیقت سیاست انرژی بر روی همان چرخ نیروگاههای فسیلی می‌چرخد.

 

812 mohaghegh majid 1

نمودار۹ : مقایسه بین تولید ناویژه انرژی در سال ۱۳۸۱ و ۱۳۹۰. لازم به ذکر است که در ستون سایر تجدید پذیر برای سال ۹۰ از روی عمد رقم سال ۸۹ را ذکر کردم زیرا در آمار داده شده برق تولید شده توسط نیروگاه اتمی را جزء انرژی تجدید پذیر ذکر کرده است که در هیچ استانداردی این مطلب صادق نیست.

همانطور که گفته شد در حال حاضر شاید غریب به ۲۰ میلیارد دلار خرج ساخت نیروگاه اتمی بوشهر شده است. iiو متأسفانه این پول از دید من برباد رفته است با این حال خواستم با خواننده خود در میان بگذارم که اگر جامعه سرنوشت خود را خودش در دست داشت با این پول در قلمرو تولید برق چگونه می‌توانست عمل کند.

نصب نیروگاههای برق بادی

 

قیمت نصب شده نیروگاه برق آبی تقریباً برابر ۱۸۰۰ دلار در هر کیلووات است. اگر بجای ساخت نیروگاه اتمی با فرض بالا با این پول می‌توانستیم معادل۱۱۰۰۰ مگاوات توان برق بادی داشته باشیم که این مقدار حدود ۳۳ تراوات ساعت برق تولید می‌کند این میزان تولید برق تقریباً معادل تولید برق ۵ نیروگاه اتمی ۱۰۰۰ مگاواتی است. iiiاین بدین معنی است که با این انتخاب مجموع انرژی تجدید پذیر را در سبد انرژی ایران در آن روز از ۱۰ تراوات ساعت به ۴۳ تراوات ساعت افزایش می دادیم. به این ترتیب می توانستیم برای مثال نیروگاههای گازی را که حداکثر با کارایی ۳۱ درصد کار می‌کند را از رده خارج کرده و به این ترتیب معادل ۶۷ میلیون بشکه نفت در سال به ارزش تقریبی ۷ میلیارد دلار در سال صرفه جویی در سوختن بیهوده گاز می‌کردیم.

علاوه بر این از جمله گاز گلخانه ای دی اکسید کربن را به میزان ۲۳ میلیون تن کاهش بدهیم. لازم به ذکر است که ایران قرارداد کیوتو در سال ۱۹۹۹ را امضاء کرده بود و بر طبق این قرارداد کشورهای صنعتی می باید امکانات مالی و تکنیکی برای کم شدن میزان گازهای گلخانه ای را در اختیار کشورهای در حال پیشرفت بگذارند. متأسفانه این فرصت نیز در آن زمان از بین رفت و ما می توانستیم با دریافت کمکهای مالی و تکنیکی حتا بیش از این میزان تولید انرژی تجدید پذیر داشته بودیم.

812 mohaghegh majid 2

نمودار ۱۰ : مقایسه تولید ناویژه در سال۱۳۸۱ و ۱۳۸۹ با فرض اینکه بجای سرمایه‌گذاری بر روی نیروگاه اتمی سرمایه‌گذاری بر روی نیروگاه برق بادی می‌کردیم.

نصب نیروگاههای سیکل ترکیبی

و یا می توانستیم با پول نیروگاه اتمی، نیروگاههای فرسوده خود را نو کنیم و کارایی آنرا لاقل تا ۵۰ درصد بالا ببریم. به بیان دیگر با آن پول می توانستیم ۲۰ نیروگاه سیکل ترکیبی با ظرفیت تولید ۱۴۹ تروات ساعت برق داشته باشیم. تفاوت نیروگاههای جدید و نیروگاههای فرسوده سوختی معادل ۱۴۱ تراوات ساعت که معادل ۸۹ میلیون بشکه نفت در سال و یا بیش از ۹ میلیارد دلار در سال می‌باشد . علاوه بر این با این اقدام ۲۹ میلیون تن از تولید گازهای گلخانه ای بکاهیم iv.

و یا با تعویض نیروگاههای مستهلک و نصب نیروگاه از نوع CHP با کارایی بیش از ۸۰ درصد از اتلاف انرژی بیش از بدیل سیکل ترکیبی با 50 درصد کارایی جلوگیری کنیم. البته این نوع نیروگاهها احتیاج به شبکه انتقال گرما و یا سرما دارد. اما علاوه بر اینکه ۳۰ درصد از اتلاف نسبت به سیکل ترکیبی که فقط برق درست می‌کند می کاهد، برای جامعه نیز تا چند دهه کار مفید درست خواهد کرد. زیرا می باید زیر ساخت جدید درست کرد که با این زیر ساخت، علاوه بر بالابردن کارایی نیروگاه امکان می‌دهد که انرژیهایی که ارزش انرژی کمی دارند (اکسرژی پایین) و در کارخانه های مختلف از بین می‌روند را برای گرم کردن آب استفاده کرد. بنابر گزراشی که برای اتحادیه اروپا تهیه شده است این نوع نیروگاه نسبت به نوعهای دیگر نیروگاههای حرارتی ارجحیت داده شده است.vاز این رو مقایسه این روش را نکردم، زیرا برای محاسبات این روش می باید دانست میزان تمرکز جغرافیایی انرژی، وات ساعت در هر متر مربع و توان، وات در هر متر مربع چه میزان است. و در حال حاضر این ارقام را برای شهرهای مختلف در دست ندارم و برای همین تنها به ذکر این روش بسنده کردم.

 

سیاست انرژی را به کدام سو می باید راهنمایی کرد

در ابتدا باید دید که مصرف انرژی به کدام جهت است. بطور کلی برای اینکار در محدوده انرژی معمول است که فاصله زمانی ۱۵ و ۳۰ سال در نظر گرفته شود. برای مشخص کردن سیاست انرژی چند عامل در تعیین این سیاست انرژی نقش عمده را بازی می‌کند.

در بسیاری از مواقع این عاملها با هم در تناقض واقع می‌شوند. برای مثال در چین وابستگی به زغال سنگ بسیار بالا است و این زغال سنگ یکی از عاملهای اصلی آلودگی محیط زیست است. محیط زیست ایجاب می‌کند که سیاست انرژیی دنبال شود که مصرف زغال سنگ هرچه زودتر از سبد انرژی برداشته شود. و آنرا با نیروگاههای تجدید پذیر مثل انرژی خورشیدی و بادی جایگزین کرد. اما مشکل این است که غالب این روشها گرانتر تمام می‌شوند و در نتیجه اتخاذ چنین سیاستی احتیاج به سرمایه عظیمی دارد که در حال حاضر آن سرمایه موجود نیست زیرا خصلت سرمایه سودآوری بیشتر است و میل به فعالیتهایی دارد که سوددهی را حداکثر کند. همین مشکل برای ایران بطور بارزتری نقش بازی می‌کند. زیرا در نبود سرمایه و فقر سومین عامل که همان سرمایه است نقش عمده را بازی می‌کند، زیرا برای دست اندرکاران فضای انتخاب را بسیار تنگ می‌کند. محیط زیست می‌گوید که باید ایران از روشهای تولیدی تجدید پذیر استفاده کند و این با استقلال کشور هم همخوانی دارد، اما سرمایه الزام می‌کند سیاستی دیگر سوای این انتخاب بشود و آن سیاست برای مثال متکی کردن تولید به سوخت فسیلی موجود در کشور است و با این ترتیب محیط زیست است که ضرر عمده را می‌کند. حتا در پاره‌ای مواقع، گزینه کردن یک روش تولید برق حتا اگر بخواهیم برای مثال فقط محیط زیست را در نظر بگیریم بسیار مشکل می شود. برای مثال همانطور که در بالا مقایسه شد با پول نیروگاه اتمی یا می توانستیم که نیروگاه بادی بنا کنیم و یا نیروگاه سیکل ترکیبی گاز سوز. سؤال این است که کدام یک از این دو برای محیط زیست مناسبتر است. بسته به اینکه تعریف محیط زیست را چه بکنیم، برای مثال اگر کم کردن گاز گلخانه ای را در نظر بگیریم در این صورت درست کردن نیروگاه سیکل ترکیبی بهتر به این منظور کمک می‌کند تا ساختن نیروگاه بادی. زیرا با ساخت نیروگاه سیکل ترکیبی به میزان ۲۹ میلیون تن از گاز گلخانه ای کاسته می‌شد، در صورتی که با ساخت نیروگاه بادی ۲۲ میلیون تن از گاز گلخانه ای کاسته می‌شود. بدین وسیله ۷ میلیون تن کمتر گاز گلخانه ای با ساخت نیروگاه سیکل ترکیبی در مقایسه با ساخت نیروگاه بادی تولید می شود.

تازه این مشکل در صورتی به این صورت جلوه گر می‌شود که رانت خواری و مافیاهای مالی نظامی حاکم بر نظام آن جامعه نباشد آنچنان که امروز به این قرار است و این مافیاهای نظامی مالی چنگ بر هستی ملت ایران انداخته است.

بنابر داده‌های معاون انرژی ایران تا سال ۱۳۸۹ کارایی متوسط نیروگاههای حرارتی ۳۷ درصد بوده است. بنابر برنامه ۵ ساله این کارایی باید به ۴۵ درصد برسد که ۷ هزار میلیارد تومان و یا با حساب دلاری ۲۰۰۰ تومان 3,5 میلیارد تومان در سال هزینه اینکار خواهد بود.vi

 

چشم انداز تا ۱۵ سال دیگر

چکیده این بخش، تولید برق:

 

تا سال ۱۴۰۶ با رشد ۷ درصدی مصرف برق، میزان مصرف برق۵۸۲ تراوات ساعت خواهد شد. نیروگاهها با کارایی ۳۸ درصد سوختی معادل ۱۵۳۴ تراوات ساعت معادل ۱۵۴ میلیارد متر مکعب گاز لازم دارند. اگر تناسب استفاده از گاز در بخشهای دیگر جامعه به همین میزان باشد، در این صورت ۸۵۵ میلیارد متر کعب گاز برای مصرف داخلی لازم می‌آید. این میزان را هم معلوم نیست که بتوان تولید کرد و اگر هم بتوان تولید کرد توان اقتصادی کشور را از بین می‌برد، زیرا تولید این میزان گاز احتیاج به سرمایه دارد و این سرمایه باید از فروش نفت تأمین شود. در ضمن این میزان سوزاندن گاز تولید 1,7 میلیارد تن گاز گلخانه ایی می‌کند. در ضمن برای تولید این برق باید بطور متوسط معادل سه نیروگاه اتمی در سال احداث کرد.

مصرف انرژی بطور کلی در بخش‌های غیر تولیدی صورت می‌گیرد. چنانکه بنابر آمار ۱۳۸۸ فقط 15,6 درصد انرژی در بخش صنایع استفاده می‌شود. البته بخشی از این انرژی صرف تولید برقی می شود که در صنایع و کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.

 

مصرف تا سال ۱۴۰۶

اما اول باید دید که رشد مصرف به چه صورت خواهد بود. رشد مصرف در دهه پیش حدود ۷ درصد بوده است. اگر این رشد مصرف بخواهد تا سال ۱۴۰۶ ادامه پیدا کند یعنی تا ۱۵ سال دیگر، سالانه برق مورد نیاز بالغ بر ۵۸۲ تراوات ساعت خواهد بود. که اگر بنابر این باشد که کما فی السابق از نیروگاههای حرارتی با حد متوسط کارایی ۳۸ ٪ این میزان برق تولید بشود، میزان سوخت لازم برای نیروگاهها معادل ۱۵۳۱ تراوات ساعت خواهد بود. نیاز سوخت این نیروگاهها معادل ۱۵۴ میلیارد متر کعب گاز می‌باشد. اما برای اینکه ببینیم مصرف گاز در تمامی بخشهای جامعه به چه نسبت بوده است، بهتر است نظری به نقشه انرژی سال بیاندازیم. در سال ۱۳۸۸ بخش نیروگاهها معادل 27,9 % از کل مصرف انرژی را به خود اختصاص داده است که از این مقدار 17,9% سهم گاز برای نیروگاههای حرارتی است. در این سال معادل ۴۳ میلیارد متر مکعب گاز، سوخت نیروگاهها بوده است.

اگر مصرف گاز در کل جامعه به همین نسبت تا سال ۱۴۰۶ ادامه داشته باشد، کل مصرف گاز تا سال ۱۴۰۶ یعنی تا ۱۵ سال دیگر بالغ بر ۸۵۵ میلیارد متر مکعب خواهد شد. شاید برای مقایسه بهتر است در اینجا ذکر شود که بنابر محاسبات برای سال ۱۳۹۱ کل تولید گاز طبیعی ۲۷۴ میلیارد متر مکعب خواهد شد. 

 

812 mohaghegh majid 3

نمودار ۱۱: برق مورد نیاز تا سال ۱۴۰۶ با ضریب ۷ درصد 

این مقدار مصرف گاز دو مشکل به همراه خواهد داشت، اول از همه تولید این میزان اگر هم امکان‌پذیر باشد احتیاج به سرمایه‌گذاری برای تولید و توزیع این میزان گاز خواهد داشت. این سرمایه از فروش نفت باید تأمین بشود زیرا مصرف گاز بطور عمده در بخشهای غیر تولیدی مصرف می‌شوند.

و مشکل دوم این است که این میزان مصرف گاز طبیعی میزان گازگلخانه ای را حداقل به میزان تقریباً 1,7 میلیارد تن در سال افزایش خواهد داد. لازم به ذکر است که بنابر تحقیق اگر دمای کره زمین بالا برود ۲۵ منطقه از ایران با کاهش نزول باران روبرو خواهد شد و ۵ منطقه با افزایش باران. بنابراین ایران در مجموع با بالا رفتن دمای کره زمین با خشکی مواجه خواهد شد.

چند نیروگاه برای تولید این میزان از انرژی تا ۱۵ سال دیگر باید ساخت؟

حال که معلوم شد حدوداً رشد مصرف برق چه میزان است باید دید که برای تولید۵۸۱ تراوات ساعت برق با فرض اینکه نیروگاهها ۸۵ درصد زمان کار کنندvii و باقی زمان لازم برای ترمیم و نگهداری نیروگاه باشد در این صورت نیروگاههایی با توانی معادل ۷۸ هزار مگاوات مورد احتیاج است. اما اگر فرض کنیم که ۱۲ هزار مگاوات به عنوان رزرو احتیاج است برای اینکه این نیروگاهها بتوانند اولاً حداکثر بار همزمان را که در فصل تابستان است تهیه کنند و ثانیاً تعدادی از این نیروگاهها بتوانند جایگزین نیروگاههای در دست تعمیر بشوند، در این صورت تا ۱۵ سال دیگر حدود ۹۰ هزار مگاوات توان ویژه برای مصرف مورد احتیاج است. تا سال ۹۰ قدرت عملی نیروگاهها ۵۲ هزار مگاوات بوده است. این به این معنی است که تا ۱۵ سال دیگر می باید لاقل ۴۱ نیروگاه ۱۰۰۰ مگاواتی احداث شود . این بدین معنی است که اگر ضریب رشد مصرف به میزان کنونی ادامه یابد تقریباً سالی ۳ نیروگاه با قدرت نیروگاه اتمی بوشهر مورد احتیاج است تا بتواند جوابگوی مصرف مورد نیاز باشد. در این محاسبات فرض بر این گرفته شده است که تمامی نیروگاههای موجود تا ۱۵ سال دیگر به کار خود ادامه می‌دهند viii. فقط ساخت این نیروگاهها هزینه ای حدود ۳ میلیارد دلار در سال خرج خواهد داشت.

در ضمن فقط هزینه ساخت نیروگاه نیست، بلکه هزینه ساخت شبکه برق رسانی و سوخت رسانی برای نیروگاهها و همچنین هزینه فراهم آوردن سوخت مورد نیاز این نیروگاهها هم باید حساب شود. علاوه بر این عوض کردن الگوی مصرف برق نیز پر هزینه خواهد بود.

اما کدام روش برای تولید این کسری برق مناسب است؟ جواب به این سؤال کار آسانی نیست. در زیر سعی می‌کنم که امکانات و مشکلات هر کدام از روشها را برسی کنم. اما در اینجا بهتر است قیمت هر مگاوات ساعت برق تولید شده به روشهای مختلف را در سال ۲۰۱۰ بنابر تحقیقی در آمریکا بیاورم. از آن جهت که مخارج نیروگاه اتمی ایران بسیار گرانتر از مخارج نیروگاه اتمی ساخته شده در غرب است نیروگاه اتمی را از این جدول حذف کردم.

812 mohaghegh majid 4

نمودار ۱۲: حد میانگین مخارج هر مگاوات ساعت برای نیروگاههای مختلف

همانطور که مشاهده می‌شود ارزانترین روش، نیروگاههای گازی است که با سوخت گاز کار می‌کنند. گرانترین آن هم نیروگاههای برق خورشیدی گرمایی است. روند سقوط قیمت برق خورشیدی بسیار زیاد بوده است و حدس زده می‌شود که تا چند سال دیگر این رقم برابری با نیروگاههای بادی بکند.

در بخش بعد به این می پردازم که کدام امکانات و مشکلات بر سر راه سیاست انرژی آینده ایران است. همانطور که تا بحال مشاهده کردید وقت تنگ است و ایران مشکلات بسیار بزرگی بر سرراه خود دارد. اگر ایران بخواهد یک اقتصاد تولید محور پیدا کند و اگر بخواهد که از این دور باطل صادر کردن نفت و روزگار گذراندن بدر بیاید می باید هر چه زودتر سیاست انرژی را دنبال کند که هم کمک به بهبود محیط زیست بکند و هم به رشد اقتصادی تولید محور جامعه کمک کند.

iساخت نیروگاه بوشهر بیش از ۱۵ سال به طول انجامیده است که این خود هزینه ساخت را بسیار بالا می‌برد. برای راحتی محاسبه اگر فرض را بر این بگیریم که سال اول ۵ میلیارد دلار دولت پول وام گرفته باشد با بهره ۱۲٪ در این ۱۵ سال معادل ۹ میلیارد دلار فقط هزینه سرمایه برای دولت تمام شده است. در ضمن اینکه ایران دائم مجبور به خرید وسایل برای نیروگاه به قیمت بسیار بالاتر از نرخ بازار بوده است. مجموع دیرکرد و خرید وسایل در ارتباط با نیروگاه رقم ۲۰ میلیارد دلار دور از واقعیت نیست. لازم به تذکر است که در این محاسبات مخارج تمامی تحریمها و آسیبهای ناشی از آن و باج دادنهای سیاسی و اقتصادی به کشورهای مختلف درج نشده است.

 

iiدر حال حاضر نیروگاه اتمی فنلاند که در حال ساخت است چیزی معادل ۸ میلیارد دلار برای دولت فنلاند خرج برداشته است که برای مثال در این هزینه مخارج بیمه، تحقیق، نگهداری ذباله ... درج نشده است. در ضمن ساخت نیروگاه بوشهر بیش از ۱۵ سال به طول انجامیده است که این خود هزینه ساخت را بسیار بالا می‌برد. برای راحتی محاسبه اگر فرض را بر این بگیریم که سال اول ۵ میلیارد دلار دولت پول وام گرفته باشد با بهره ۱۲٪ در این ۱۵ سال معادل ۹ میلیارد دلار فقط هزینه سرمایه برای دولت تمام شده است. در ضمن اینکه ایران دائم مجبور به خرید وسایل برای نیروگاه به قیمت بسیار بالاتر از نرخ بازر بوده است. مجموع دیرکرد و خرید وسایل در ارتباط با نیروگاه رقم ۲۰ میلیارد دلار دور از واقعیت نیست. لازم به تذکر است که در این محاسبات مخارج تمامی تحریمها و آسیبهای ناشی از آن و باج دادنهای سیاسی و اقتصادی به کشورهای مختلف درج نشده است.

 


iiiبرای هر نیروگاه بادی ۳۰۰۰ ساعت در سال تولید فرض شده است.

ivفرض بر این شده است که در بدترین حالت نفت کوره به دلیل پیدا نکردن مورد استفاده‌ای غیر از سوختن همچنان ادامه به سوخت این ماده در نیروگاهها بکنیم و بجای آن سوخت گاز را کم بکنیم.

vHeat Roadmap Europe 2050 Perfomed by Aalborg university and Halmstad university for Euroheat & Power, Brussels

vihttp://www.sabainfo.ir/newsdetail-60262-54.html

viiدر حال حاضر ضریب کارکرد نیروگاهها یعنی مدت زمانی که بطور متوسط کار می‌کنند حدود ۶۶ درصد می باشد

viiiلازم به ذکر است که طول عمر چنین نیروگاههایی برای نیروگاههای گازسوز ۱۵ سال است و برای سیکل ترکیبی و بخاری ۵ ۳ سال فرض می‌کنند و بعد از این مدت ل یا باید هزینه سنگین کرد که نیروگاه را دوباره بازسازی کرد تا از کارایی آن کاسته نشود و یا اینکه آنرا بست. کدام راه را انتخاب کردن بسته به فاکتورهای بسیاری دارد که ذکر آن در اینجا بی مورد است.

majid.mohaghegh@gmail.com