مجید محقق

 

آیا می توان از میزان اتلاف در تولید برق کاست؟

 

خلاصه مقاله گذشته

در مقاله قبل برسی از میزان اتلاف انرژی در چرخه تولید برق به عمل آمد. حاصل این برسی معلوم کرد که بنا بر ارقام رسمی تولید برق در ایران اتلافی بالغ بر 77% ببار می آورد. در این مقاله نظری به راه حلها می اندازم و اینکه اصولا آیا امکان پذیر است از این اتلاف جلوگیری کرد یا نه.

مدخل:

سئوال این است که آیا می توان برای این هدر رفتن سرسام آور کاری کرد؟در ساختار فعلی خیر. زیرا ایران چرخه ای از مصرف انرژی را بطور اعم و مصرف برق را بطور اخص دنبال می کند که پایه آن بر پیش خور کردن سرمایه نسلهای آینده است. برقی در اختبار مشتری قرار داده می شود که با 77 درصد اتلاف انرژی همراه است. مصرف کننده نیز، به نوبه خود، بخشی از برق را، با ندانم کاری به هدر می دهد و بخش دیگری را هم به مصرفی می رساند که به از پا درآوردن تولید داخلی کمک می کند. از این رو، بهتر آن دیدم که در این بخش بیشترین توجه را به بخش مصرف معطوف کنم و روشهای ممکن و موجود را برای بیرون آمدن از این دور باطل، شرح کنم.

 

l ساختار مصرف برق:

در ایران مصرف را به شش تعرفه تقسیم کرده اند. این تعرفه ها به قرار زیر است:

 

 

 

 

واحد Gwh

سال 86 مصرف
به درصد

86

87

 

33%

51000

53000

تعرفه
خانگی 1

13%

20000

20000

تعرفه عمومی 2

12%

18000

21000

تعرفه کشاورزی 3

32%

49772

51705

تعرفه صنعت و معدن 4

6%

9953

10744

سایر مصارف تجاری 5

3%

4510

4091

روشنائی معابر

 

153235

160540

جمع کل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امروزه ، از برق برای تولید گرما، سرما، و به کار انداختن ادوات برقی استفاده می شود. سعی می کنم نوع مصرف را با هم دنبال بکنیم تا شاید کاستیهای آن معلوم شود.

 

بگذارید با جدول بالا شروع کنیم. سئوال این است که این ارقام چه می گویند؟ برای اینکه بهتر متوجه بشویم لاجرم باید چند مقایسه با کشورهای دیگر بکنیم. این روزها از بخت بد بازار ایران از فرش گرفته تا صنایع دستی تا پسته و بادام همه و همه به تصرف چین در آمده است. نظری به سرانه مصرف کل مصرف برق چین و مقایسه با آن کمک به براورد کردن خوبی و یا بدی این ارقام می کند.

در سال 2006 مصرف سرانه برق در چین معادل 2179 کیلووات ساعت می بوده است در حالی که در ایران، مصرف سرانه آن بالغ بر 2160 کیلووات ساعت بوده است. همانطور که می بینم مصرف سرانه ایران و چین تقریبا به یک میزان است. حال که مصرف سرانه یکی است و بخش تولید چین بسیار کارا تر از ایران است لاجرم بخش مصرف خانگی می باید بسیار بالا باشد. بنا به آمار سال 85 تعداد خانوار در ایران بالغ بر 17500000 [a] بوده است. حال اگر فقط مصرفی که این تعداد خانوار کرده اند را به حساب بیاوریم، مشاهده می کنیم که هر خانوار ایرانی بالغ بر 2900 کیلووات ساعت برق مصرف می کند. این مصرف سه برابر میانگین جهانی است. [b]

لازم به یادرآوری است که بخش بزرگی از این خانواده هاحتی از حداقل وسایل رفاه نیز برخوردار نیستند. به بیان دیگر سرانه مصرف در شهرها نزد اقلیتی می باید بسیار بالا می باشد. فرق بزرگ جامعه ما با جامعه چین در این شده است که برق در چین قسمت عمده آن صرف تولیدی می شود که حاصل آن از جمله به ایران می آید و ما با برقی که بیش از 77% اتلاف دارد این تولید را از جمله چین با پولی که حاصل فروش نفتی است که به نوبه خود متعلق به نسلهای آینده است وارد می کنیم و مصرف می کنیم.

حال سئوال این است که با این میزان مصرف چه باید کرد. آیا می توان آن را ادامه داد. اگر نه آیا می توان آن را پائین آورد. آیا می توان نوعی دیگر از منبع انرزی برای آن پیدا کرد؟

l تعریف اکسرژی و یا ملاکی برای مرغوبیت انرژی:

قبل از اینکه به الگوی مصرف برق در ایران بپردازم می باید اختلاف بین دو اصطلاح را توضیح بدهم بدون اینکه زیاد وارد مباحث فنی آن بشویم. و آن دو اصطاح اکسرژی و انرژی است: اکسرژی برابر با انرژی ضرب در یک عدد ثابت است که بر اساس یک فرم بدست می آید. می توان گفت اکسرژی مرغوبیت یک انرژی را نشان می دهد. برای مثال اکسرژی برقی که مصرف می کنیم یک است و اکسرژی که از کمپرسور یخچال می آید 0.2 است. هر چه این رقم بالاتر باشد مرغوبیت این انرژی بیشتر است. بر اساس این ملاک مرغوبیت است که می باید الگوی مصرف ما مشخص شود. بگذارید مثالی بزنم. در کشورهای پیشرفته در اوایل دهه هفتاد غفلت از این امر باعث تصمیم گیریهای اشتباه بنیادی شد. برای مثال در سوئد در دهه 70 دولت تشویق می کرد که برای گرم کردن خانه از برق استفاده کنند. به این وسیله در کوتاه مدت می خواستند از وابستگی نفت بیرون بیایند. اما در بلند مدت وابستگی به برق را بیشتر و بیشتر کردند. برقی که اکسرژی آن 1 بود برای کاری استفاده می شد که هیچ احیتاجی به این مرغوبیت نداشت. این تصمیم باعث شده است که بخش بزرگی از خانه ها هنوز که هنوز است از برق برای گرم کردن خانه استفاده می کنند و این مشکل بسیار زیادی هم برای صاحبان این اماکن و هم برای دلتمردان سوئد درست کرده است. پس تصمیم در مورد روشهای استفاده انرژی می باید دائم به پایه اکسرژی که همان ملاک برای کیفیت انرژی است، گرفته شود. و استراتژی انرژی ارائه شده از طرف دولت می باید بر اساس اکسرژی باشد نه انرژی به تنهائی. و یا بهتر بگویم نوع مصرف با نوع کیفیت انرژی باید هم خوانی داشته باشد. به این معنا که اگر می خواهیم از انرژی برای ایجاد گرما استفاده کنیم، از انرژی استفاده کنیم که مرغوبیت آن برای این کار مناسب است. هیچ انسان عاقلی برای تمیز کردن زمین دستمال ابریشم استفاده نمی کند. به همین ترتیب هم برا ی مثال برای تولید گرما و سرما تا جای که می شود نمی باید از برق استفاده کرد.

lمنحنی مصرف در ایران:

بنا بر آمار سال 1387 حداکثر توان مورد نیاز نزد مشتری 31680 مگاوات و حداقل آن 23434 مگاوات بوده است. نمودار زیر توان مورد نیاز هر ماه را در طول سال 1387 نشان میدهد

 

دیاگرام 1: منحنی توان در طول سال 87

 

بنا بر این منحنی بیشترین احتیاج در فصل تابستان است. در سال 87 بیشترین توان تولید شده در نیروگاهها برابر با 34581 مگاووات بوده است. در صورتی که قدرت عملی نیروگاهها برابر با 44581 مگاووات بوده است. به بیان دیگر بالغ بر 13319 مگاووات از قدرت عملی نیروگاهها بلا استفاده بوده است. البته هر کشوری سهمی از نیروگاهها را به عنوان ذخیر استفاده می کند. اما اینکه وزیر نیرو در مصاحبه با مهر بگوید[c]

 

مجید نامجو در گفتگو با مهر در خصوص تحویل برق نیروگاه بوشهر برای تابستان 89 گفت:

"وزارت نیرو بر روی شمع‌ها نیز برای تامین برق مطمئن در تابستان 89 حساب باز کرده است. بنابراین، 1000 مگاوات برق نیروگاه اتمی بوشهر می تواند سهم مهمی در تامین برق مورد نیاز مردم به خصوص در مناطق جنوب کشور داشته باشد. "

 

این ادعا دروغی محض است. بنا بر داده های وزارت نیرو، تفاوت قدرت عملی با آنچه تولید شده است بیش از 13000 مگاووات است. حال یا این 13000 مگاووات به دلیل مدیریت بد از کار افتاده است که در آن صورت ارزانترین روش آن است که آنها را به چرخه تولید باز گردانند و یا اینکه نیروگاهها به دلیل کمبود سوخت است که از کار افتاده اند. در آن صورت باز ارزانتر تمام می شود اگر پایه سوخت آنها را عوض کنند و یا رسیدگی به چرخه سوخت کنند تاکه نیروگاهها از کار نایستند. و یا اینکه این 13000 مگاووات حکم ذخیره را دارد و وزیر نیرو دروغ می گوید تا که توجیه برای نیروگاه اتمی درست کند. پائینتر، خواننده متوجه خواهد شد که اگر جلوی اتلاف و ندانم کاری در مصرف را بگیرند، معادل تولید چندین و چند نیروگاه اتمی پس انداز کرده اند. و هیج به 1000 مگاووات برق اتمی که به این گرانی می خواهد برق تولید کند نیاز نیست.

باری ، اینطور به نظر می آید که دلیل حداکثر توان مورد نیاز در تابستان و حداقل را در زمستان می توان به احتمال قوی بدون اینکه از نمودار مصرف مطلع باشم در تولید سرما در فصل تابستان جستجو کرد و یا به اصطاح غرب "سرما برای راحتی" . برای همین منظور است که بخشهای گرمسیر همانند جنوب ایران از تخفیف بهای برق در فصل تابستان برخوردار هستند. زیرا که اگر نظری به نمودار (شماره 2) از چند مجتمع تولیدی بیاندازیم، نشان میدهد که الزاما با شروع شدن فصل تابستان توان مورد نیاز بالا نخواهد رفت. بعضی از مجتمع ها برای مثال مجتمع تولید سیمان در فصل تابستان بدلیل پررونق شدن ساخت مسکن احتیاج به مصرف برق بیشتر دارند. اما در بعضی از صنایع دیگر این روند بر عکس است و بلاخره در بعضی توان مورد نیاز این مجتمع ها ربطی به تغییر فصل ندارد.

 

نمودار 2: میزان توان مورد احتیاج چند کارخانه در طول سال

 

در اینکه ساختمانها در فصل تابستان در ایران احتیاج به خنک کردن دارند حرفی نیست. سئوال این است که با کدام روش باید به این هدف رسید؟ در حال حاضر بنا بر نمودار بالا از برقی که از شبکه سراسری انتقال می یابد استفاده می شود. به چند دلیل روش کنونی کارائی ندارد. اولا در بسیاری مواقع می توانیم از انرژی استفاده کنیم که مرغوبیت بدتری ( اکسرژی پائین تری) از برق داشته باشد. دوم اینکه روشهائی را باید برگزید که جلوی هدر رفتن انرژی را در تولید سرما و نگهداری آن بگیرد و در آخر اینکه در آن موارد که این روشها مقرون به صرفه نیست از برقی استفاده شود که احتیاج کمتری به شبکه سراسری داشته باشد.

l روشهای گوناگون برای تولید سرما و گرما بدون استفاده ازبرق شبکه:

چند روش را در زیر شماره می کنم به امید اینکه هم وطنان دیگر در تکمیل آن مرا یاری کنند:

  1. در نیروگاههای حرارتی ایران در بهترین حالت بیش از 65 درصد انرژی به گرمای تبدیل می شود که با مخارج در خنک کننده ها می باید سرد شود. اما در نوعی دیگر از روش تولید این گرما یا برای گرم کردن و یا برای سرد کردن خانه ها استفاده می شود. این روش را CHP می نامند. بعدا به این روش و نقاط ضغف و قوت آن باز خواهم گشت. اینجا فقط کفایت می کند که با این روش فقط حدود 10 درصد انرژی به هدر می رود. در ضمن اینکه با این سیستم می توانیم هم برق تولید کنیم و هم گرما که می تواند به نوبه خود در تولید سرما بکار رود. در این سیستم ، ازگرمائی که امروز به هدر می رود ، برای مثال با روش absorption heat pump سرما تولید می کنیم.
  2. در مواردی که مراکز مصرف گرما و سرما کوچک هستند و به دلیل مخارج زیاد لوله کشی نمی توان از روش CHP استفاده کرد، می توان از نیروی خورشید استفاده کرد. استفاده از انرژی خورشیدی می تواند یا بصورت تولید مستقیم برق و یا تولید گرما باشد که از این گرما به نوبه خود می توان در تولید سرما استفاده کرد.
  3. در دراز مدت می باید برنامه ای را دنبال کرد که در آن عایق بندی ساختمانها استانداردی را دنبال کند که در آن از به هدر رفتن سرما و گرما بکاهد. لازم به ذکر است که من در کشوری زندگی می کنم که در آن بر اثر سرما خانه ها را کاملا عایق می کنند. سئوال این است که چرا در کشور ما که گرمسیر است این عایق کردن را نمی کنند. زیرا که برای تولید سرما تقریبا دو برابر انرژی بیشتر احتیاج است تا برای تولید گرما. به بیان دیگر در مناطق گرمسیر اگر بخواهیم ساختمان را در فصل گرما خنک نگه داریم احتیاجی بیشتری به عایق بندی ساختمان داریم.
  4. آرشیتکتور ساختمان باید چنان باشد که کمک به جلوگیری از هدر رفتن سرما و گرما کند. برای مثال محل پنچره ها. نوع پنجره ها و اندازه پنچره ها باید چنان باشد که از هدر رفتن انرژی بکاهد.

با راه حلهای ذکر شده و دیگر راه حلها که متکی به برق شبکه برای تولید گرما و سرما نیستند می توان از بار شبکه برق کاست و به این ترتیب هم از انرژیهای که تا به امروز یا استفاده نمی شوند و یا به هدر می روند استفاده کرد و هم از افت برق در انتقال کاست. در ضمن اینکه از مصرف سوختی کاست که متعلق به نسلهای آینده است. و هم به بهتر شدن محیط زیستی کمک کرد که نسل امروز و نسلهای بعد می باید در آن زندگی کنند. بگذارید این واقعیت را از زبان ارقام بشنویم: اگردر چهار ماه گرم تابستان میزان افزایش توان مورد نیاز را 5000 مگاووات بگیریم (اختلاف بین 25 هزار مگاووات میانیگین 8 ماه سرد سال و 30 هزار مگاووات میانگین توان چهار ماه گرم سال). انرژی اضافی در این فصول بالغ بر 14 تراوات ساعت می شود. حال اگر فرض را بر این بگذاریم که 60% از این افزایش که معادل 8.6 تراوات ساعت است، مربوط به خنک کردن اماکن باشد. همانطور که در مقاله قبل توضیح دادم تولید برق با 77% اتلاف انرژی همراه است و اگر این اتلاف را به حساب بیاوریم در این صورت برای تولید 8.6 تراوات برق می باید 26 تراوات ساعت انرژی مصرف کرد ( معادل تولید بیش از 3 راکتور اتمی). و یا معادل 16 میلیون بشکه نفت. که با نفتی بشکه ای 73 دلار (ترازنامه 86 بر این پایه حساب کرده است) می شود 1.2 میلیارد دلار در سال. حال اگر طی یک برنامه 10 ساله هدف را کاهش 50% تولید سرما و گرما قرار دهیم که امروزه توسط برق شبکه تامین می شود، سالانه بیش از 600 میلیون دلار از اتلاف کاسته می شود. و از آنجا که برای عملی کردن این پروژه و اهداف آن می باید هزینه کرد. می توان از پول حاصل از این اتلاف در پروژه استفاده کرد با واقف بودن به اینکه چند سال تاخیر در برداشت خواهیم داشت. به بیان دیگر می توان اینطور در نظر گرفت که کارخانه ای می خواهیم بزنیم که در آن سالانه حداقل 600 میلیون دلار سود خواهد داد. در این صورت هزینه کردن راحتتر پذیرفته خواهد شد و پروژه خودکفائی اقتصادی خواهد داشت.

lچگونه به عمل درآوردن کاهش 50% تولید گرما و سرما توسط برق شبکه:

چگونگی عملی کردن این پروژه را می توان به صورت زیر شماره کرد:

l بخش کشاورزی:

در بخش کشاورزی بخش عمده برق صرف تلمبه خانه های چاه های آب می شود. به قرار آمار سال 86 جمع کل چاه های ایران که با برق شبکه کار می کند بالغ بر 155299 حلقه است که جمعا 20200 گیگاوات ساعت برق مصرف می کند. حد میانگین توان هر چاه بالغ بر 39 کیلووات است. بیشترین توان لازم را بطور طبیعی چاه های مناطق خشک لازم دارند. زیرا که آب را از عمق بیشتری باید به سطح زمین بیاورد. برای مثال استان یزد حد میانگین توان 80 کیلووات است. بخش عمده این چاهها را می توان با طرق مختلف از برق شبکه بی نیاز کرد.

  1. استفاده از نیروی خورشید برای تولید برق لازم موتور چاهها. در حال حاضر این روش گرانتر از روشهای دیگر است.
  2. استفاده از نیروی باد برای به حرکت درآوردن مستقیم تلمبه ها
  3. کم کردن احتیاج به آب شیرین
  4. تولید آب شیرین توسط انرژی اضافی نیروگاه ها که امروزه به هدر می رود و یا استفاده از انرژی خورشیدی برای تولید گرما و استفاده از گرما برای تولید آب شیرین. و انتقال آن به مناطق دیگر از طریق شبکه آب رسانی

 

دو روش یک و دو یک اشکال عمده دارند و این است که نه خورشید و نه باد همیشه در دست رس هستند. و یا لاقل می تواند مواردی پیش بیاید که زمان احتیاج با زمان در دست رس بودن انرژی خورشیدی و بادی همزمان نمی شود. راه حل این می تواند باشد که آب مورد احتیاج در مخازن سر بسته انبار بشود. حتی اگر بتوان 40 درصد از این برق را که برای تلمبه کردن استفاده می شود به طرقی سوای برق شبکه تهیه کرد می توان برقی معادل تولید یک راکتور اتمی انرژی در سال پس انداز کرد. و یا با بشکه نفت به قیمت 73 دلار حدود 0.9 میلیارد دلار در سال پس انداز کرد.

l باز نگری مصرف در مراکز تولید و مراکز تجاری :

علاوه بر آنچه در بالا ذکر کردم مبنی بر استفاده درست انرژی با در نظر گرفتن مرغوبیت انرژی (اکسرژی) می باید به نکات زیر هم توجه داشت:

 

l بخش تولید و روش CHP و یا روش تولید برق همراه با گرما و سرما:

یکی از روشها که در بالا ذکر کردم روش CHP و یا روش تولید برق همراه با گرما و سرما است. در ایران حدود 92 درصد از کل برق در نیروگاههای حرارتی تولید می شوند. این نیروگاهها ضریب کارائی حدود 34 درصد دارند ( رقم 30 تا 36 درصد در آمار مختلف ذکر شده است). این به این معنی است که فقط در نیروگاهها بالغ بر66 درصد از انرژی به هدر می رود. کل انرژی ویژه تولید شده در نیروگاههای حرارتی در سال 87 برابر با 201 تراوات ساعت بوده است. این میزان تولید با این ضریب کارائی سوختی معادل 591 تراوات ساعت لازم دارد. حال اگر فرض را بر این بگذاریم که این نیروگاهها را با روش CHP مجهز بکنیم در این صورت سوخت لازم برای تولید همین میزان برق چیزی حدود 220 تراوات ساعت خواهد شد. اختلاف انرژی هدر رفته در این دو روش بالغ بر 368 تراوات ساعت است. از آنجا که دولت مردان ایران بسیار دم از انرژی اتمی می زنند مقایسه ای در این زمینه می رساند که یک راکتر اتمی در استاندارد معمولی حدود 8.5 تراوات ساعت برق در سال تولید می کند. یک محاسبه ساده معلوم می کند که سالانه تولیدی معادل 42 راکتور اتمی بابت روش غلط تولید در نیروگاهها حرارتی به هدر می رود. و از آن اسفبارتر اینکه در بسیاری از مواقع می باید پول برای این اتلاف هم داد. به این عنوان که برای خنک کردن و به هدر دادن این گرما می باید هزینه کرد.و اگر بخواهیم مقایسه را به بشکه نفت بکنیم می شود حدوداٌ 230 میلیون بشکه نفت در سال به هدر می رود. با نفتی معادل 73 دلار حدوداٌ 16.8 میلیارد دلار در سال فقط در اثر استفاده از روش غلط از بین می رود. لازم به تذکر است که اینجا فقط مقایسه اتلاف انرژی در دو روش را مد نظر داریم.

نکته ای که حائز اهمیت است این است که در این روش می باید منطقه جغرافیای مصرف کننده را در نظر داشت. برای مثال استفاده از روش CHP در مناطق کوهستانی گرانتر از مناطق غیر کوهستانی با زمین هموار است. زیرا که این روش احتیاج به یک شبکه از لوله های آب گرم دارد که در مناطق کوهستانی با تغییر ارتفاع زیاد می تواند مشکل زا باشد. زیرا که برای رساندن انرژی در مناطق کوهستان هزینه پمپ کردن آن میزان از آب گرم به مراتب گرانتر از مناطق دیگر است. در ضمن اینکه اگر لازم به حفر اینگونه شبکه باشد در مناطق کوهستانی و سنگلاخ به مراتب گرانتر از مناطق غیر سنگلاخ تمام خواهد شد.

 

lاستفاده از منابع دیگر:

امروزه با تکنیک موجود نمی توان گفت که یک نوع تولید و با یک نوع منبع انرژی تمامی خواستهای ما را برآورد خواهد کرد. مخصوصا اگر بخواهیم سهم زیانهای که به طبیعت وارد می شود را هم به حساب آورد. برای همین می باید از منابع مختلف بنا بر موقعیت جغرافیائی و میزان مصرف استفاده کرد. در زیر فنونی را که می توانند بکار ایران بیایند، فهرست وار مطرح می کنم. لازم به ذکر است که استفاده از گازهای طبیعی و نفت را در این فهرست نمی آورم.

 

در بالا فهرست وار آن روشها و سوختهای را آوردم که در مرحله تولید قرار دارند و در کشور ایران قابل استفاده هستند. علاوه بر این باید دائم در پیدا کردن روشهای جدید و بهتر کردن روشهای موجود کوشا بود. همانند استفاده از انرژی گرمای زمین و یا استفاده از انرژی موج.

lانتقال:

یکی از مشکلات عدیده شبکه برق رسانی ایران این است که ظرفیت این شبکه متناسب با احتیاج نیست. و میزان اتلاف انرژی در این شبکه تناسب تصاعدی با فشار برق دارد. برای همین روشهای ذکر شده در بالا و روشهای که مورد نظر می خواهند قرار می گیرند می باید از فشار برق در شبکه بکاهند. دیگر از دلایل بالا بودن اتلاف در شبکه برق رسانی این است که بیشترین احتیاج در گرمترین موقع سال رخ می دهد. برای همین بیشترین فشار در فصل گرم بر روی شبکه برق رسانی است. دمای بالا و نوزیدن باد اتلاف برق را در شبکه بالا می برد. بنا بر یک تحقیق در سوئد اختلاف میزان نسبی اتلاف در دماهای -5 و +20 به ده درصد می رسد. سرما و باد باعث خنک شدن خط انتقال می شود که به نوبه خود اتلاف را پائین می آورد. برای همین خواننده می تواند دریابد اهمیت برداشتن بار سرد کردن امکان در فصل تابستان از دوش شبکه انتقال برق و نتیجتاٌ کم کردن فشار برق در شبکه و کم کردن تصاعدی اتلاف از شبکه برق را. البته عوامل همانند باران، یخ زدگی خط انتقال، .. هم تاثیر در اتلاف دارند.

یک نکته دیگرکه کمک به پائین آوردن اتلاف می کند این است که قسمت نامفید توان reaktiva effect را از شبکه پائین آورد.

lجمع بندی:

جامعه ایران چه بخواهد و چه نخواهد نمی تواند این الگوی مصرف انرژی را ادامه دهد. همانطور که در مقاله قبل توضیح دادم بزودی این ساختار مصرف فرو خواهد ریخت. راه حل در ساختن بیشتر نیروگاه اتمی و یا ساختن نیروگاهها با ساختاری که درایران است نیست. بلکه راه حل اول از همه بازنگری در الگوی مصرف است. پایه مصرف باید چنان باشد که به آبادانی و ساختن طبیعت و جامعه کمک کند نه به پیشخور کردن منابع. سخت بر این باورم که این شدنی است. و ما باید از استفاده بی چون چرای تکنیکهای موجود در تولید بیرون بیایم و راه حلهای خود را جستجو کنیم. در این دو مقاله از تکنیکهای موجود سخن به میان آوردم نه به این خاطر که این کاررا واجب می دانم بلکه بدین خاطر که می خواستم از حداقلها صحبت بکنم. ما با جامعه جوان و تحصیل کرده ای داریم می توانیم ایران را مرکز نو آوری در تبدیل انرژی بکنیم. تا هم به مناطقی که شرایط آب و هوائی همانند ما دارند کمک کنیم و هم کمک باشیم برای همه جامعه ها. آن غرور ملی را باید باز یافت تا به کار خلق کردن بپردازیم نه به کار مونتاژ کردن. به کار خلق کردنی بپردازیم که هم طبیعت و هم جامعه وهم نسلهای آینده از آن سود ببرند. این احساس غرور و بالندگی به عنوان یک انسان کجا و قول وزیر نیروئی که بعد از سی سال می گوید ما برای تولید برق روی شمع هم حساب باز کردیم کجا. وزیری که با وقاحت مژدۀ تولید راکتور اتمی را بدهد که فقط با باز نگری در پیدا کردن راه حل برای چاههای آبمان می توانیم بی نیاز از تولید آن بشویم.

 



[a] http://barnameh-ag.ir/portals/0/amar87/amarhtm/fasl2/f2p2.htm

[b] http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?27268

فارس: مدیرعامل سازمان بهره وری انرژی گفت: متوسط مصرف سرانه برق خانگی در ایران حدود 2900 کیلووات ساعت بوده و این به معنای این است که این میزان سه برابر متوسط مصرف جهانی است. حسین لوایی در گفت وگو با فارس اظهار داشت: متوسط مصرف سرانه برق خانگی در کشور 2900 کیلووات ساعت در سال است، در حالی که متوسط مصرف جهانی انرژی زیر 1000 کیلووات ساعت است

[c] مصاحبه مجید نامجو با مساعد صالحی به تاریخ 28 فروردین 89